هیوای آسمانی من

وبلاگ آموزشی تربیتی

پست ثابت
برای هیوای عزیزم :
عزیزم...زیباترینم...روزی که تو رو درونم احساس کردم...نه آزمایش داده بودم....نه فرشته ها برام خبر 
آوردن..فقط صبح احساس کردم..نقطه ای سپید درونم میجوشه..حس گرمی رگهامو پر کرده بود....
کسی باور نکرد حرفمو اما میدونستم دارم مادر میشم. وقتی جواب آزمایش اومد همه حیرت کردن...
میدونستم خدا بهم یک دختر میده....ازش خواستم سالم و مهربان باشی..دی ماه متولد شی چون 
متولدین این ماه بی نظیرن....تو هم بی نظیری...از اینکه کنارمی بعد از این چند سال خوشحالم... این
شعر رو روزهای اول بارداری برات نوشتم...میذارم اولین پست گرچه بارها خواستی برات بخونم اما وقتی 
بزرگ شدی خودت بخون دخترم. دوستت دارم امید دل مادر. تو جوشش امید و احساس منی. 
عاشقانه دوستت دارم.
به دخترم هیوا 
تو مثل ماه                                                       

تو مثل ماهیهای حوض عید
در سردی یک صبح پیجیدی
مهمان گرم خانه ام گشتی
در بسترم چون نور خوابیدی
مانند برف اول دی ماه
نرم و سبک در خاطرم ماندی
هر لحظه از تنهایی من را
باران شدی از پیکرم راندی
با جنبشی همچون نسیمی گرم
تو لانه کردی در زمستانم
گویی که رفت از روی آیینه
خاکستر فکر پریشانم
من با تو مثل نهری از باران
من با تو مثل قطره های آب
من از تو می گویم به هر شاخه
من با تو می رقصم درون خواب
تو با منی مانند یک سایه
من با توام مثل نگاهی گرم
جان می دهی ذرات سردم را
با خاطرت مانند آهی گرم
تو پا گرفتی در نفسهایم
در چشمهایم ، آرزوهایم
در شعر من هم جان گرفتی تو
فانوس مهتابی به شبهایم
دیگر ز تو دوری توانم نیست
پیچیده ای اکنون درون من
با هر نفس تکرار نام توست
هر لحظه در رگها و خون من
آری تو مثل برفها آرام
بر دستهایم نرم لغزیدی
مانند گلهای درخت یخ
عطری شدی در من تو پیچیدی
همچون شقایق های دشتی سبز
تو ریشه کردی در وجود من
دیگر ز تو دوری توانم نیست
نام تو ذکر هر سجود من
اینگونه نامت را صدا کردم
ای آرزوی پاک دیرینم
ای بهترین سوغاتی یلدا
برف سپیدم ، خواب شیرینم
بنگر چگونه اشک چشمانم
از دیدنت سیلی روان گشته
آغوشم از احساس تو لبریز
قلبم به گرمای تو آغشته
آرام جانم لحظه ای بنگر
کاین زندگی با حس تو زیباست
زین پس خوشم با دیدگان تو
بی تو وجودم خسته و تنهاست
بر تو مبارک ماه شبهایم
این روزهای سرد خواب انگیز
بر تو مبارک باشد این دنیا
امید من از خواب خود برخیز .

 

[ سه شنبه 21 مرداد 1393 ] [ 2:34 ] [ ساحل ]
[ موضوع : ]

[ ]

کارنامه ی کلاس اول نیم ترم

 

نخستین کارنامه ی زندگی تو :

فقط بدان تنها آرزوی من خوشبختی و شادمانی توست هر طور و هر کجا که دوست بداری دخترم.

به وجود بی مثالت افتخار می کنم.

[ دوشنبه 17 فروردين 1394 ] [ 12:56 ] [ ساحل ]
[ موضوع : مدرسه هیوا... ]

[ ]

قصه های قابوسنامه برای کودکان

 

سلام دوستان :

دو محصول جدید رو از شهر کتاب تهیه کردیم. 

بدنبال قصه های سنتی خودمان بودیم کار زیر :

و تمرین هایی ساده برای دخترمان تا خستگی از جانش به در شود.

خوب باشید .

[ دوشنبه 17 فروردين 1394 ] [ 12:34 ] [ ساحل ]
[ موضوع : کتابخانه هیوا ]

[ ]

پیک نوروزی و برنامه های نوروز ما

عید که می شود بوی بهار می اید و پیک نوروزی :)))))))))))))

 

می خواستم در این پست نه از گرداورندگان پیک ، که به غایت از بعد آموزشی وسیع دور است بلکه از معلم و کادر آموزی مدرسه ی شکرانه تشکر کنم بخاطر ارائه سی دی " عیدانه " .

در این سی دی دیکته ی گویا تمرینات فارسی و ریاضی و بازی و کتاب الکترونیک برای بچه ها جمع آوری شده و این موضوع بسیار بیشتر از پیک نوروزی موثر بود.

در این میان همچنان انجام تکالیف شطرنج ، موسیقی و پیانو ، دیدن کارتون زبان اصلی ، مستندهای علمی ، ویدیوهای آموزی ، کار بر روی تمرکز و دقت دخترکمان ، تکلیف و امورات زبان انگلیسی شعر و کاردستی و علوم و ریاضی و نجوم ، خواندن کتاب فارسی و انگلیسی هر روز و ریاضیات در برنامه ی روزانه ی ما هست.

همینطور مدرسه ی خوب هیوا ترتیب یک دفتر خاطرات را داده که هر شب شاگردان خاطرات همان روز را بنویسند و با یک عکس از جاهایی که رفتند تزیین کنند.

از تمام زحمات معلم خوب دخترم سرکار خانم " شیما امینی " و مدیریت و معاون و تمامی کارکنان بسیار پرارزش این مدرسه کمال تشکر را داریم.

اینهم پست تکالیف نوروز

شاد باشید

[ چهارشنبه 5 فروردين 1394 ] [ 21:50 ] [ ساحل ]
[ موضوع : نوروز 94 ]

[ ]

روزهای عید امسال تمام با بارانی تازه همراه بود . اول شما را به این طراوات مهمان میکنم :

مدتهاست می خواستم درباره ی زبان دوم چندی بنویسم. فکر می کنم اکنون زمانی است که می توانم با افتخار و کاملن اذعان کنم دخترکم هیوا اکنون " کودکی دوزبانه " است. 

این افتخار را به تلاشها و تفکر والایش تبریک می گویم. بعنوان مادر و مربی وی هر آنچجه باید در این باره تست و آزمایش کردم و وی از تمام آزمایشت سربلند بیرون آمد.

در همین باره زیاد بر میخورم در گروه های مجازی که داریم و سایت و همین فضای وبلاگ که در عنفوان دو یا سه سالگی کودک خود را دوزبانه خطاب می کنند. دوزبانگی فرایندی است طولانی مدت. و فقط تسلط کودک به چند جمله  ساده یا چند کارتون و توانایی صحبت کردن از نهاد وی دوزبانه نخواهد ساخت. منظور ما از دوزبانگی تسلط کودک خود به تمام بخش های زبان از گرامر گرفته تا صحبت و دروس اولیه ریاضی و نجوم و علوم و نوشتن و خواندن و درک مطلب قوی و توانایی جمله سازی با کلمات سنگین و درک تمامی نمات ریز موجود در بخشهای زبانی متضادها ، مترادف ها ، خصوصیات زبانشناسی و غیره است درست همانگونه که وی می بایست در زبان مادری نیز دارای جنین تسلطی باشد. 

مادران بسیاری را دیدم مطابق روش قدیمی و اشتباه " یک والد یک زبان " عمل کرده و به تصور خود کودکی دوزبانه پرورش داده اند. نمیدانم واقعن تصور می کنند کودکی که از محبت و دامن مادر به زبان مادری حتی در بستر تب و بیماری و بازی و آغوشها و لالایی به زبان فارسی و مادری دور بوده اند چگونه میتوان انتظار درک کامل محبت و پیوند عمیق مادر و کودک ، هوش هیجانی و هوش عاطفی و بقیه ی نکات ریز و مهم تربیتی را داشت. و اینکه روش فوق در دنیا برای خانواده هایی است که یک والد کاملن از یک فرهنگ و کشوری متفاوت باواالد دیگر است نه خانواده ای که پدر و مادر ذاتن ایرانی و زبانشان فارسی است.

این اشتباه باعث شد بیشتر در این رابطه تلاش و کوشش کنم و هرگز نمی پذیرم دوستانی که ادعا می کنند زبان دوم کودکشان بسیار قوی تر از زبان مادری است. این مساله از نظر من یک ضعف است نه یک برتریت.

من لذت می برم وقتی دخترم مکوسیقی کلاسیک را گوش می کند و بخوبی می شناسد.

لذت می برم وقتی کتاب خافظ و فروغ را در دست می گیرد و با نگاهی عمیق می خواند.

سراپا شوق می شوم وقتی اداب و روسم فرهنگ خود را به دقت بیان می کند.

از توانایی بالای او در خواندن بسیار شگفت زده می شوم با اینکه قبلن هیچ آموزش خواندن و نوشتن را بجز ایجاد شوق خواندن و مطالعه با او نداشته ام و تراشه های الماس را هم در میان راه رها کردم. هیوا بسیار عالی کتاب می خواند و گاهی به همسرم می گویم هنوز باورم نمی شود چطور هیوا تفاوت بین این همه س و ز و عربی های موجود در فارسی را متوجه شد. همینجا از معلم خوبش تشکر می کنم.

تمام خصوصیات زبان اول هیوا مرا سر شوق می آورد.

و در کنار اینها زبان دوم پربار می شود. هرچقدر تسلط کودک به دستور زبان مادری بیشتر باشد در درک و کنار هم گذاشتن کلمات و رعایت دستور زبان دوم نیز تواناتر است.

هرچقدر توانایی درک مطلب وی در زبان مادری بالا بشد همین تاثیر را در زبان دوم نیز خواهد داشت.

هر چقدر کودک با وسعت کلمات بیشتری در زبان مادری روبرو شود به همان اندازه هوش کلامی بیشتری برای به خاطر سپردن و استفاده از وسعت کلمات هم معنی در زبان دوم به کار خواهخد گرفت.

من خوشحالم که در این سن هر دوزبان هیوا درست مانند هم پیش رفت و از تابستان زبان سوم را همینطور آهسته آغاز خواهیم کرد.

آموزه هایش من همچنان با خودم و مربی دلسوز دخترم ایدا جان که به واقع مربی همراه و مبتکر است تا زمانی که درس می خواند همسو با زبان اول پیش خواهد رفت.

کودکان عزیزی که با ما کار می کنند هم همینطور مرا شگفت زده کرده اند. خوشحالم در سالی که گذشت موفقیت های کار و روشی که ابداع کردم بیشتر شد و خدای بزرگ توانی صد برابر به ما داد برای ادامه ی راه.

 

عزیزم به وجودت افتخار می کنم.

حال من را بوی بهار خوش می کند و قرمزی گونه ای تو .

[ چهارشنبه 5 فروردين 1394 ] [ 21:44 ] [ ساحل ]
[ موضوع : نوروز 94 ]

[ ]

کاردستی عید 94

روزهای کودکی همه سبز است و زیبا

همراه با کودکم کودکی می کنم

روزهای خوش بهار را

 

کاردستی دخترم برای تبریک به پدربزرگ خوبش ( دلمان بسی زیاد برای پدرمان تنگ شده است ) .

کاردستی دخترم با هدف آشنایی با نوروز و به دو زبان فارسی و انگلیسی

زیبای من با کلاژ های بی نظیرش برای خاله ی مهربانش

سیب زمینی برای استفاده از چاپ

 

با استفاده از چسب زخم و باند پروانه هایی زیبا افریدیم

[ چهارشنبه 5 فروردين 1394 ] [ 21:20 ] [ ساحل ]
[ موضوع : نوروز 94 ]

[ ]

گردش نوروزی دوم 94

گردش دوم ما :

باغ عفیف اباد

با دیدن تو در قاب دوربین حس ناب افتخار از عظمت حضورت و بلندای سبز قامتت درونم را شعله ور می سازد.

زندگی بهاری من زیباترین فصل زندگیم ...

 

انار خوش قامتم با لباس قدیمی سوالات جالب و عکسهایی با این لباسها

عکسها را روی قاب چوبی کشیدیم و بعنوان هدیه عید به مادر بزرگ تقدیم کردیم

مقصد بعدی ما

کمی خرید :)

عروسکی که هیوا با هزینه ی شخصی خودش تهیه کرد .

اگر ما رمز این کارتون را با تمام امکاناتش بدانیم کلی هنر کرده ایم :))))))))))

شاد باشید

[ چهارشنبه 5 فروردين 1394 ] [ 20:46 ] [ ساحل ]
[ موضوع : نوروز 94 ]

[ ]

اولین تجربه ی سال 94

عید همه مبارک....

 

همین و آرزوی سالی بسیار شاد خوب سبز و عاری از غم و ناراحتی

بدون حرف چند گردش ابتدایی سال را می بینیم و بعد پست بعدی .

اولین سفر نوروزی ما مثل هر سال " بازار وکیل و. سرای مشیر " بود و دختری که سرشار از شوق خواندن در حال خواندن تابلوها و بررسی قیمت گردنبندها بود :)))

و ناهار در کنار هم آبگوشت که یکی از غذاهای مورد علاقه ی هیوای ماست .

و هر آنچه از نوروز نو می شود درون چشمهای تو می روید .

مقصد بعدی ما مکانی مقدس بود به نام " شاهچراغ " و " مسجد عتیق " . یکی از مساجد قدیمی شیراز که فضایی خلوت و حسی ناب و سبز دارد . اولین تجربه ی شناخت دینی و معنوی هیوا بود به اصرار خودش :

تقدیم به دوستان خوب و عزیزمان با آرزوی اینکه تمام شما به آنچه درونتان ارزوست برسید .

و دردانه ی زیبای مادر با چادر عطر آگینش

 

چادرت در باد مانند سودایی که با یاد تو بر باد می رود.

شاد باشید و در پناه یزدان پاک.

[ چهارشنبه 5 فروردين 1394 ] [ 20:17 ] [ ساحل ]
[ موضوع : نوروز 94 ]

[ ]

پست های اخرین

کم کم با بوی باران بهاری ما بیشتر و بیشتر منتظر امدن بهار می شویم. روزهایی است که سبزی ها بیشتر می شود و باید ما هم بعد از خانه تکانی خانه خودمان و دلمان را بیشتر بتکانیم. 

تا دیروز مشغول تکاندن شدید خانه بودیم. بطوری که دیشب نیمه ب کارمان تمام شد. خسته ام اما با روحیه و منتظر. 

نمیدانم چرا امسال برای امدن عید و تعطیلات اینقدر مشتاقم. عجیب است چون کلن از روزهای عید و تعطیلات بسی تنفر داشتیم :)))

دو روز پیش به دیدار مراکز تفریحی بازار وکیل و مسجد عتیق رفتیم. هیوا چادر پوشید ماهم :) دیدار و نزدیکی با خدا شاید به زبان کودکانه ی او البته برایش بسیار زیبا بود. دخترم در پاکی فضای مسجد مانند ماه می درخشید.

تصاویر را برایتان خواهم گذاشت.

و پست بعدی درباره ی آموزش است آموزش در عمق تعطیلات :)))

[ چهارشنبه 27 اسفند 1393 ] [ 11:26 ] [ ساحل ]
[ موضوع : نوروز با بچه ها ]

[ ]

خانه تکانی

این روزها روزهای خانه تکانی است و مشغولیات مادرها.

ما برای این روزها کارهای خاصی داریم. هر روز جایی را تمیز می کنیم و به دلیل مشکلات کمر درد زیاد نمیتوانیم از خودمان کار بکشیم.

ضمن اینکه منتظر تعطیلات دردانه مان هستیم تا چند گزارش تصویری را داشته باشیم از برنامه های بازدید پیش از عیدمان. 

هفته ی پیش جشنواره ی خرما بود در مدرسه ی دخترمان برای آشنایی با فواید خرما. کاری بود خوب و عالی.

امسال تصمیم بگیریم بعد از خانه تکانی منزل ، دلمان را بتکانیم و نهالی هرچند کوچک بکاریم. 

آرام تر باشیم و اینقدر بچه هایمان را مقایسه نکنیم چیزی که میبینم روز به روز بیشتر می شود. اکثر مادران مراجعه کننده به سایت و دوستان به شدت گرفتار این مساله شده اند.

 

کودکان مانند پروانه هایی در باد هستند .بعضی می توانند بالاتر پرواز کنند ، اما همه تا آنجا که بتوانند بالا می روند و پر می کشند . چرا باید یکی را با دیگری مقایسه کنیم؟

همه متفاوت اند.

همه منحصر به فرد اند.

همه زیبا هستند.

 

 

 

" ماریا مونتسوری "

 

[ شنبه 16 اسفند 1393 ] [ 23:37 ] [ ساحل ]
[ موضوع : تجربیات کاملا مادرانه ]

[ ]

روزهای خوش کلاس اول

روزهای خوب کلاس اول :

نمایشگاه مواد بازیافتی دخترم دومین نفر از چپ 

معلم خوب و مهربانش سرکار خانم امینی .

 

عزیز دلم 

 

بازدید از پارک ترافیک و اشنایی با قوانین عبور و مرور

نفس مادر در حال رانندگی

همیشه شاد باشی عزیزم.

[ شنبه 16 اسفند 1393 ] [ 23:32 ] [ ساحل ]
[ موضوع : مدرسه هیوا... ]

[ ]

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 53 صفحه بعد