هیوای آسمانی من

وبلاگ آموزشی تربیتی

پست ثابت
برای هیوای عزیزم :
عزیزم...زیباترینم...روزی که تو رو درونم احساس کردم...نه آزمایش داده بودم....نه فرشته ها برام خبر 
آوردن..فقط صبح احساس کردم..نقطه ای سپید درونم میجوشه..حس گرمی رگهامو پر کرده بود....
کسی باور نکرد حرفمو اما میدونستم دارم مادر میشم. وقتی جواب آزمایش اومد همه حیرت کردن...
میدونستم خدا بهم یک دختر میده....ازش خواستم سالم و مهربان باشی..دی ماه متولد شی چون 
متولدین این ماه بی نظیرن....تو هم بی نظیری...از اینکه کنارمی بعد از این چند سال خوشحالم... این
شعر رو روزهای اول بارداری برات نوشتم...میذارم اولین پست گرچه بارها خواستی برات بخونم اما وقتی 
بزرگ شدی خودت بخون دخترم. دوستت دارم امید دل مادر. تو جوشش امید و احساس منی. 
عاشقانه دوستت دارم.
به دخترم هیوا 
تو مثل ماه                                                       

تو مثل ماهیهای حوض عید
در سردی یک صبح پیجیدی
مهمان گرم خانه ام گشتی
در بسترم چون نور خوابیدی
مانند برف اول دی ماه
نرم و سبک در خاطرم ماندی
هر لحظه از تنهایی من را
باران شدی از پیکرم راندی
با جنبشی همچون نسیمی گرم
تو لانه کردی در زمستانم
گویی که رفت از روی آیینه
خاکستر فکر پریشانم
من با تو مثل نهری از باران
من با تو مثل قطره های آب
من از تو می گویم به هر شاخه
من با تو می رقصم درون خواب
تو با منی مانند یک سایه
من با توام مثل نگاهی گرم
جان می دهی ذرات سردم را
با خاطرت مانند آهی گرم
تو پا گرفتی در نفسهایم
در چشمهایم ، آرزوهایم
در شعر من هم جان گرفتی تو
فانوس مهتابی به شبهایم
دیگر ز تو دوری توانم نیست
پیچیده ای اکنون درون من
با هر نفس تکرار نام توست
هر لحظه در رگها و خون من
آری تو مثل برفها آرام
بر دستهایم نرم لغزیدی
مانند گلهای درخت یخ
عطری شدی در من تو پیچیدی
همچون شقایق های دشتی سبز
تو ریشه کردی در وجود من
دیگر ز تو دوری توانم نیست
نام تو ذکر هر سجود من
اینگونه نامت را صدا کردم
ای آرزوی پاک دیرینم
ای بهترین سوغاتی یلدا
برف سپیدم ، خواب شیرینم
بنگر چگونه اشک چشمانم
از دیدنت سیلی روان گشته
آغوشم از احساس تو لبریز
قلبم به گرمای تو آغشته
آرام جانم لحظه ای بنگر
کاین زندگی با حس تو زیباست
زین پس خوشم با دیدگان تو
بی تو وجودم خسته و تنهاست
بر تو مبارک ماه شبهایم
این روزهای سرد خواب انگیز
بر تو مبارک باشد این دنیا
امید من از خواب خود برخیز .

 

[ سه شنبه 21 مرداد 1393 ] [ 2:34 ] [ ساحل ]
[ موضوع : ]

[ ]

پاسخ به مامانهای بیکار

سلام به دوستان و همراهان عزیز

 

چند پست داشتم که متاسفانه شجاعت گذاشتن ایمیل یا ادرسی برای پاسخ گرفتن را نداشتند. بنا بر این چون تعداد انسانهای بی کار و قاضی زیاد است و مطمئنم سر میزنند برای سر در آوردن از هر چیزی همینجا نوشته ای کلی می گذارم.

 

دوست عزیز و دوستان عزیز

زندگی شخصی هر کسی به خودش مربوط است. اگر دنبال پول و سود است باز به خودش مربوط است. اگر مادر خوبی است یا بد به خودش مرتبط است. هیچ کجای این وبلاگ تبلیغات نیست اگر باشد فقط در جهت اشنایی و کمک به مادرهایی است که بر عکس شمایان دانا دوست دارند در مورد کارتون و کتاب اطلاع داشته باشند. شمایی که سنگ من و دختر من را به سینه می زنی مدتهاست تصمیم گرفتم بخاطر ورود ادمهایی ظاهر بین چون شما هیچ مطلبی در مورد کارهای خودم با هیوا را اینجا نگذارم. وبرای همین است الان داد سر میدهی که چقدر برای دخترت وقت می گذاشتی. نمیدانم کی چه وقت یاد می گیرید سرتان به زندگی خودتان باشد و در عین حال برای من ذره ای مهم نیست شما چه نظری دارید. خدا را شکر میکنم دیگران مانند شما ظاهر بین و کم اطلاع نیستند. همه من را خوب میشناسند به قدری مال دنیا دارم که نیازی به فروش و درامد کتاب و کارتون نداره خوب بدانید. کلاسهای فرهنگسرا را فرمودند 18 هزار تومن است شما بیشتر می گیرید واقعا برایتان متاسفم درد میکشید میدانم. کلا شهریه کلاسها و کارگاهه ا 38 هزار تومان است . تصحیح کنید در خاطر کدرتان. و باز بدانید من از روز اول خدمت مسوول محترم فرهنگسرا اعلام کردم ریالی بعنوان دستمزد نخواهم کرفت و نگرفتم. خوب است در میان ذهن های بیماری چون شما ادمهایی بسیاری هستند واقع بین. مال دنیا داشتنش ادم را دچار کمبود نمیکند اما نداشتنش برای ادم وهم و خیال پیش می اورد. شما به زندگی خودتان برسید. نگران دختر من نباشید او بخوبی میداند مادرش در حال چه کاری است . شما و امثال شما اگر اهل حرف بودید بجای اسم " مامان " نوشتن اسم واقعی می نوشیتد و ادرسی می گذاشتید. ادمها مختارند روش زندگی خود را خودشان انتخاب کنند بحای سرک کشیدن در محیط شخصی دیگران فکری به حال دل چرکینتان کنید که در حال پرورش یک کودک است. 

شجاع باشید و واقع بین. بخل و حسادت را کنار بگذارید و دنبال زندگی خودتان باشید. 

روز خوش.

[ چهارشنبه 14 خرداد 1393 ] [ 10:14 ] [ ساحل ]
[ موضوع : تجربیات کاملا مادرانه ]

[ ]

تابستان

ما از سفر برگشتیم. بسیار زوهای خوبی بود جای همگی خالی. به شدت به هیوا خوش گذشت و شاهد موفقیتهای بزرگ او در صحبت به زبان انگلیسی بودم. هیوا بدون من حتی به خرید میرفت و سفارش غذا و کافی میداد و شوق و برق اعتماد به نفس را به قدرت در چشمانش میدیدم و بعنوان یک مادر نه مربی به این موضوع افتخار کردم.

کارگاه های آمزوش زبان دوم و پرورش کودک دوزبانه از شنبه در دو ساعت در مکان اعلام شده برقرار خواهد شد.

 

http://madaranemrooz.ir/products/english_kids_exhibition

 

هرچقدر برای تقویت شنیداری و مخهارت خوب شنیدن کودکان وقت بگذارید باز هم کم است. دانشتن زبان واقعا باز دشن دری به درهای دنیاست پس بدانید و این روزها را از دست ندهید.

 

کتابهای بسیار زیادی خردیدم و مجموعه های تقویت هوش بسیار خوبی که حتما در روزهای اتی نام انها را خواهم نوشت و مقداری از این کارها بعد از تجدید چاپ بر روی سایت مادران امروز برای نخستین بار قرار خواهد گرفت.

 

کلاسهای تابستانی ما هم شروع شده. من و هیوا :) استخر .

 

برنامه های زیادی برای این روزها خواهم داشت که باز بزودی برایتان خواهم نوشت.

گروه های واتس آپی ما بسیرا برقرار است و مادران در این محیط بسیار فعال عمل میکنند.

 

برمیگردم زودددددددددددد

[ چهارشنبه 31 ارديبهشت 1393 ] [ 21:38 ] [ ساحل ]
[ موضوع : روزشمار زندگانی هیوای دلبندم. ]

[ ]

سفر

ما فردا عازم دبی هستیم. :)))

 

برمیگردم و پاسخ عزیزان رو میدم. خوب باشید.

[ جمعه 26 ارديبهشت 1393 ] [ 17:39 ] [ ساحل ]
[ موضوع : روزشمار زندگانی هیوای دلبندم. ]

[ ]

چگونه و چه چیزی آموزش دهیم ؟

سلام....

امیدوارم خوب باشید.

تابستان برای ما آغاز شده و کارگاه های خانگی هم :)

درباره اینکه آموزش بدهیم یا ندهیم زیاد مطلب نوشته ام. حالا درباره این مینویسم که چه آموزش بدهیم چه  ندهیم .

وقتی دارید به منزل مادرتان می روید ، راه مدرسه را طی میکنید ، برای خرید به فروشگاه همیشگی می روید یا فعالیتهای دیگر و تکراری هر روز را انجام میدهید ، برای شما هیچ چیز تازه ای نخواهد داشت. بجز دیدن یک محصول جدید یک میوه تازه یک لباس جدیدتر ، کوچه ای که تازه میبینید ، مغازه ای که تازه احداث شده و این قبیل چیزهای روزمره.

اما برای کودک شما چه ؟ برای او هم همینطور است ؟ این اسمان و زمین و گلدانهای کنار خیابان و باغها و فروشگاه تکراری می شوند ؟

نه.

اینها همان آموزشهای واقعی و همان ابزارهای در دسترس هستند. همانهایی که کودک از دلشان دنیایی سوال مطرح می کند که از پاسخ هایشان گاه عاجزید. آنقدر که وسیع و بزرگ هستند .

این سوالات پایه اطلاعات عمومی هستند ، ریاضیات را در بر دارند , علوم طبیعی و گیاه شناسی را ، پوشاک و بافت ها ، هنر و موسیقی ، زبان و تکلم و ............ .

خط میان خیابان برای چیست ؟

چرا گیاه ها مثل ما گرمشان نمی شود ؟

شیر از چه درست شده ؟

زبان آدمها برای چه با هم فرق دارد ؟

چرا رنگ پوست این بچه مثل من نیست ؟

چرا درختها هم اندازه نیستند ؟

چرا هرجا می رویم ماه با ما حرکت می کند ؟

چرا آدمها از چراغ قرمز رد می شوند؟

پلیس برای چیست ؟

چرا مردها بچه دار نمی شوند ؟

گلها چرا بو میدهند ؟

اولین فروشگاه کی درست شد؟

مانتو از چی درست می شود؟

:))))))))))))))))))))

 در تک تک این سوالات چیزی جز اطلاعات بسیار ریز میبینید ؟ و ایا متعجب نمی شوید اینهمه سوال آنهم از نوع خوب چرا و چطور به ذهن کوچک کودکتان می رسد؟

دنبال آموزش نباشید. دنبال روشها و ابزارها. چرا که دنیایی از ابزار و روش در مغز کودک شماست و شما فقط باید بتوانید آن را پاسخ دهید. محیط و بستر ایجاد پرسش و تفکر را فراهم کنید. با یک گردش ساده یک پارک یک خرید یک سفر درون شهری.

کودک شما مخزن دانستن است. بجای نشاندن و آموزش اعداد و علوم و زیست و هزار برنامه دیگر و غرق شدن در ورطه نابود کننده تبلیغات بگذارید او شما را به سوی آنچه میخواهد بداند ببرد.

نمیگویم یاد دادن بد است . چگونه یاد دادن است که مهم است.

بسیار از من سوال می شود کودکم نقاشی نمیکند چه کنم؟ موسیقی دوست نداراد چه کنم ؟ 

دوستان هنر و تنها هنر حسی درونی و تبلوری شگرف است که بصورت ذاتی درون هر انسانی وجود دارد. قسمت زیادی از آن ارثی و قسمتی اکتسابی است. سعی نکنید بزور کودک را به هنر و نقاشی و موسیقی وادار سازید. بگذارید خودش در دنیای رنگ غرق شود و ترکیب رنگ را بشناسد. بگذارید با دستهایش سرما و گرمای رنگهای سرد و گرم را حس کند.

با عشق به موسیقی گوش کند و البته خود نیز چنان باشید.

با گذاشتن یک تابلوی ونگوگ و گوگن و هر روز تکرار نام هنرمند و سبک نقاشی کودک شما نقاش نخواهد شد.  روشهای انجام امرو هنری بسیارند فقط دنبال علایق کودک خود باشید.

بدانید او حتی وقتی روی چمنهای پارک میدود و جیغ میزند در حال یادگیری است . وقتی تاب میخورد وقتی با دوستش باز یمیکند وقتی به آسمان نگاه می کند. وقتی با عشق شش خانه بازی می کند.

من خوشحالم برای دوستانم که میبینم چقدر با این نوع آموزشها همراه شده اند . کودک شده اند. رها و شاد .

امیدوارم بتوانم در کارگاه هی خودمان در شیراز به اهدافی از همین قبیل دست یابیم. 

 

شاد و موفق باشید.

[ جمعه 26 ارديبهشت 1393 ] [ 17:33 ] [ ساحل ]
[ موضوع : آموزش خواندن پیش از مدرسه ]

[ ]

تابستان

سلام به دوستان. کارگاه ما در بوشهر اگرچه خوب نبود اما تجربه ای شد تا با هر فردی کار نکنم. :)

هفته دیگر پایان مدرسه ها و هیوا جشن آخر سال را با لباس باله برگزار میکند. با حضور والدین. من هیوا را همان مدرسه مهرتابان ثبت نام کردم و راضی هستم. دخترم در مسابقه زبان مقام اول را کسب کرده و امتحان نهایی comparing دارد. در این مورد برایتان پست خواهم گذاشت. باید اشیا و حیوانات و میوه ها را از لحاظ شکل و اندام و خصوصیت باهم مقایسه کند و میکند :)

این روزها آنقدر درگیر بودم که حتی کلاسهای هیوا همه کنسل شده است.

برنامه ما برای تابستانی گرم :

کلاس شنا / با حضور من و هیوا / :)

کلاس اسکیت / با مخالفت شدید خانواده همراه است فعلا / :)

کلاس شطرنج / همچنان ادامه دارد /

کلاس باله / ادامه دارد و شیرین است/

کلاس موسیقی / پایان دوره ارف و انتخاب ساز / :)

هفته ای یک روز مکالمه با خانم برقانی معلم نیتیو زبان

فعلا ....

خیلی کارهاست که در خانه قرار است انجام دهیم. بعد مینویسم. :)

دوستان برای انتخاب اسباب بازی همیهش به مراکز فروش محصولات هوشی و فکری سر بزنید. محصولات بسیار خوبی در بازار است که هم آموزشی است هم بازی. مجموعه کارهای شرکت تاب . من بدن انسان را برای هیوا گرفتم و کار میکنیم. مجموعه های فکری بازیهای صفحه ای. کارهای خیلی خوبی هستند. از بازیهای قدیمی غافل نشوید. دویدن و شعر خواندن وشش خانه و گل کاری.

موفق باشید.

 

[ پنجشنبه 18 ارديبهشت 1393 ] [ 17:36 ] [ ساحل ]
[ موضوع : روزشمار زندگانی هیوای دلبندم. ]

[ ]

دستور پخت غذای مکزیکی

امروز هیوا در مدرسه " جشن کشورها " رو داره. جشن کشور مکزیک :)

 

ما یک روزنامه دیواری درست کردیم و هیوا درباره آداب و رسوم این کشور و کلا جغرافیا و منابع طبیعی صحبت میکنه امروز. من دیروز حدود سی تا از غذای معروف مکزیک رو درست کردم. به نام " تاکو " . غذایی بسیار راحت و مغذی هست برای کودکان. 

گوشت چرخ کرده یا سویا

قارچ یا هویج

خمیر پیراشکی 9595

روغن سرخ کردنی

ادویه و فلفل سیاه

آبلیمو

پنیر پیتزا

سس سالسا

 

ابتدا تمام سویاها یا گوشت ها رو که ترجیح دادم سویا داشته باشه سرخ کردم با ادویه و فلفل سیاه و هیوا کمک کرد برای هم زدن. دوست داشتم هیوا باشه و بتونه بصورت عینی این غذا رو برای دوستاش توضیح بده.

در یک قبلمه دیگه قارچ رو با نمک و آبلیمو تفت دادم و سرخ کردم. مواد رو با هم مخلوط کردم.

خمیرهای پیراشکی رو پهن کردیم و از این مواد به اندازه یک قاشق غذاخوری در هر کدام گذاشتیم با کمی پنیر پیتزا و سس پیاز و جعفری.

سرخ ردیم و چیدیم در ظرف. سس سالسا رو هم بردیم مدرسه چون باید همراه با این سس خورده بشه.

عکس ندارم بذارم چون حدود سی تا درست کردیم و دو ساعتی وقت برد و من حسابی خسته بودم.

امروز تمام کلاس هیوا در مدرسه از پرچم و رنگ و کلاه و لباسهای مکزیکی پر بود . فیلمبرداری هم داشتند و غذای هیوا خانوم رو روی میز گذاشتن. امیدوارم هیوا تونسته باشه کامل توضیحات رو از روی تصاویر روزنامه دیواری بده.

اینهم از یک فعالیت جدید و غذای بسیار خوشمزه.

 

موفق باشید.

[ سه شنبه 9 ارديبهشت 1393 ] [ 12:44 ] [ ساحل ]
[ موضوع : مدرسه آشپزی ]

[ ]

کارگاه پرورش کودک زبان در بوشهر

روز جمعه عازم شهر دریایی بوشهر خواهم بود. برای برگزاری یک دوره تربیت مربی و همکاری با خانم معتمدی عزیز مدیر خانه بازی خاله ریزه در این شهر که درخواست برگزاری دوره های پرورش کودک دوزبانه رو با روش من دادن. از ایشون متشکرم برای همراهی و اعتمادشون. دوستان میتونن در بوشهر مراجعه کنن و حضوری در کارگاه ها شرکت کنن. منهم روز جمعه هستم و عصر یک جلسه مشاوره و سخنرانی دارم با مادراها و والدین عزیز بوشهری.

 

این دومین نمایندگی از کارگاه ها هست و امیدوارم همینطور با موفقیت پیش بریم.

 

 

[ سه شنبه 9 ارديبهشت 1393 ] [ 12:35 ] [ ساحل ]
[ موضوع : پرورش کودک دوزبانه ]

[ ]

مصاحبه با مربی امریکایی

سلام دوستان خوبم. من متن مصاحبه با مربی امریکایی هیوا رو گذاشتم در سایت مادران امروز. 

 

http://madaranemrooz.ir/native_teachers_and_speakers_in_english/interviwe

 

میتونید مراجعه کنید و بخونید متن رو. 

 

موفق باشید.

[ سه شنبه 9 ارديبهشت 1393 ] [ 12:33 ] [ ساحل ]
[ موضوع : پرورش کودک دوزبانه ]

[ ]

روز مادر مبارک باد

دخترم............

 

هزار بار از خدا ممنونم بخاطر اینکه نام مادر را بواسطه وجود تو بر من نهاد.

 

عزیزم.....هدیه آسمانی من....

 

در چشمهایت نور را دیدم

در عطر گیسوانت بهشت را بو کشیدم

در نگاهت هزاران چشمه پاک و پر شور را دیدم 

وجودت لبریز شور زندگی است...

 

کلامت آواز دلنشین پرندگان

نامت زیبا ترین آوایی که هر روز تکرار میکنم.

عزیزم دوستت دارم....عاشقانه و خداگونه. 

مادرت امیدوار است روزی که این نوشته ها را میخوانی ، از او بعنوان یک مادر راضی باشی.

مادرت هرچند گاهی خسته و پر کار اما فقط به امید و عشق تو زنده است.

مادرت عاشقانه تو را دوست دارد .

هدیه زیبای خداوندی از تو ممنونم.

 

 

روز مادر بر تمام دوستهای خوب و مادرهای نمونه و فداکار مبارک و فرخنده باد. شاد باشید و سلامت دوستهای خوب و دوست داشتنی ام.

[ شنبه 30 فروردين 1393 ] [ 21:02 ] [ ساحل ]
[ موضوع : روز مادر ]

[ ]

آموزش زودهنگام خوب است یا بد ؟

این یک مقاله نسبتا بلند است از ذهن یک مادر و طبق تجربه چند ساله او درباره آموزش به کودکان. 

 

هر روز تعداد مادرانی که به واسطه تبلیغات وسیع رسانه ها و اینترنت درگیر آموزش خواندن و نوشتن و نقاشی و زبان دوم و ریاضیات و علوم و هزار برنامه جانبی دیگر می شوند ، بیشتر و بیشتر می شود. طور یکه تصمیم گیری برای یک مادر بی تجربه و جوان گاهی تا سر حد سردرگمی سخت می گردد. 

در این میان تعداد مادرانی که بواسطه سالهای درگیری شان با این موضوع دارای تجارب خاص مادرانه و علمی و تحقیق شده خود می شوند نیز ، رو به افزایش است. خوشبختانه فضای وسیع اینترنت و وبلاگ ها و وبسایتها زمینه  خوبی را برای در میان گذاشتن این تجارب با مادرهای تازه ، به وجود آورده است.

اگر خواننده تازه باشید که هیچ اگر نه حتما مطالب را بسیار پی گیری کرده و می دانید شش سالی است ما هم در این اقیانوس وسیع شناوریم.

پس به این تجربه ها گوش جان بسپارید :)

روشهای زیادی را مورد مطالعه قرار داد. از مونستوری که در آن مدرک دارم گرفته تا شیچیدا و رجیو و روشهای خلاق محور و آموزش مدار و هزار برنامه دیگر. بعضی را با هیوا انجام دادم بعضی را نه. 

کلاسهای زیادی سر زدم هر کدام با هزار برنامه مختلف برای استعداد سنجی و ضریب هوش و انواع هوش های افکاری و رفتاری و چند گانه.

برنامه های تلوزیونی و ویدیویی بسیاری را تهیه و کار کردیم مبنی بر همین زمینه ها.

حالا دختر من شش سال و سه ماه دارد و در پیش دبستانی یک مدرسه دوز بانه درس می خواند.

کنار کودکانی که بعضی هیچ و بعضی میزان اندکی از سواد هیوا را دارند. خوب میتوانم بخوبی مقایسه کنم . بدانم من چه کردم. مضرات و محسنات کارهای من چه بوده است. و به این سئال مهم پاسخ دهم که بالاخره آموزش بدهیم یا ندهیم.

خیلی از دوستانم که در این زمینه متخصص بوده اند هم نظر من هستند و خیلی مخالف. من شخصا فکر میکنم آن دسته مخالف هم بزودی به نتایج من خواهند رسید :) 

هیوا دختری مستقل و بسیار اجتماعی است . خوب حرف می زند و اصلا خجالتی نیست اما...

فضای مدرسه برایش نا مفهوم بود و دروس و برنامه ها بسیار تکراری. حرفهای معلم برایش تازگی نداشت و حتی دوستانی اندک نیز برای خود انتخاب نمی کرد. در هیچ زمینه ای همکاری نمی کرد و حرف نمیزد حتی ساده ترین مباحث. 

خوب چرا ؟ و چرا دوستان دیگر او که مادرهایشان دوست من بودند نیز چنین شده بودند ؟

هیوا حرف نمیزد چون چیز جیدید برای گفتن نداشت. چون بلد بود تا صد بشمارد چون جمع و تفریق میداند چون خواندن میداند چون نوشتن را کمی تجربه کرده . هیوا دوست انتخاب نمی کرد چون در نظر او همه از سطح او پایین تر بودند و حرفی نداشت با آنها بزند. نه از جغرافیا نه تاریخ حرف نمیزد و در مباحث شرکت نمی کرد چون مادر او معلم او بود و خوب مربی دیگری در نظرش نمی آمد . در مهد کودک بسیار با دیسیپلین با او رفتار شده و تمام زمینه ها را بلد بود و رفتار معلم یک دنیا با مربی مهدش فرق داشت.

 

با چند جلسه مشاوره و هزار برنامه موفق شدم او را با محیط وفق دهم با دوستان و معلم. راضیش کنم حرف بزند و بگوید حروف را می شناسد. اعداد را بنویسد بخواند تفریق و جمع کند . درباره چیزهایی که میداند صحبت کند. پروژه هایش را به مدرسه ببرد و درباره آنها صحبت کند.

و نتیجه :

کودکی که آموزش های زودهنگام دیده ریاضیات زیاد تفریق و جمع ، علوم و ازمایش دیگر چه چیزی در مقطع پیش دبستانی و کلاس اول برای خواندن دارد ؟ دوست دارد بازی کند و بدود. چون هر آموزشی برای سن خود مناسب است نه زودتر. کودک سه ساله مشتاق است یاد بگیرد خیلی زیاد اما همین کودک در شش سالگی دیگر اشتیاق سه سال قبل را ندارد چون ذهن او رشد کرده و دیگر درکش نسبت به محیط تغییر کرده. 

کودکی که در مهد روی نظم و ترتیب زیاد متمرکز شده است در شش سالگی از مرتب کردن اتاق طفره میرود و به فکر در رفتن از زیر کارهاست.

فکر نکنید کودک شما متفاوت است. فکر نکنید نابغه است و باید بیشتر بداند. نابغه و نخبه نیازی به اموز ش ندارد. در واقع تنها فرق او با یک کودک باهوش همین است. او نیازی به آموزش ندارد چون هر چیزی را فقط با دیدن یاد می گیرد . حتی خواندن صحبت به زبانهای دوم و سوم و حتی چهارم را.

تصور نکنید کودک شما هیمشه کودک می ماند. روزهای کودکی و بازی را از او نگیرید. آموزش دهید اما فقط با بازی و کم .

کودک شما باید بتواند خوب حرف بزند و از چیزهایی که میداند خوب استفاده کند. و در بین روشهای مختلف من تلفیقی از چند روش را می پسندم. به نظر من هیچ روشی کامل نیست. 

اینها تجربیات من بودند. اگر برمیگشتم به عقب خیلی کارها را انجام نمی دادم و خیلی ها را می پسندم و خوشحالم انجام دادم. 

موفق باشید.

[ شنبه 30 فروردين 1393 ] [ 20:51 ] [ ساحل ]
[ موضوع : آموزش خواندن پیش از مدرسه ]

[ ]

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 46 صفحه بعد