هیوای آسمانی من

وبلاگ آموزشی تربیتی

پست ثابت
برای هیوای عزیزم :
عزیزم...زیباترینم...روزی که تو رو درونم احساس کردم...نه آزمایش داده بودم....نه فرشته ها برام خبر 
آوردن..فقط صبح احساس کردم..نقطه ای سپید درونم میجوشه..حس گرمی رگهامو پر کرده بود....
کسی باور نکرد حرفمو اما میدونستم دارم مادر میشم. وقتی جواب آزمایش اومد همه حیرت کردن...
میدونستم خدا بهم یک دختر میده....ازش خواستم سالم و مهربان باشی..دی ماه متولد شی چون 
متولدین این ماه بی نظیرن....تو هم بی نظیری...از اینکه کنارمی بعد از این چند سال خوشحالم... این
شعر رو روزهای اول بارداری برات نوشتم...میذارم اولین پست گرچه بارها خواستی برات بخونم اما وقتی 
بزرگ شدی خودت بخون دخترم. دوستت دارم امید دل مادر. تو جوشش امید و احساس منی. 
عاشقانه دوستت دارم.
به دخترم هیوا 
تو مثل ماه                                                       

تو مثل ماهیهای حوض عید
در سردی یک صبح پیجیدی
مهمان گرم خانه ام گشتی
در بسترم چون نور خوابیدی
مانند برف اول دی ماه
نرم و سبک در خاطرم ماندی
هر لحظه از تنهایی من را
باران شدی از پیکرم راندی
با جنبشی همچون نسیمی گرم
تو لانه کردی در زمستانم
گویی که رفت از روی آیینه
خاکستر فکر پریشانم
من با تو مثل نهری از باران
من با تو مثل قطره های آب
من از تو می گویم به هر شاخه
من با تو می رقصم درون خواب
تو با منی مانند یک سایه
من با توام مثل نگاهی گرم
جان می دهی ذرات سردم را
با خاطرت مانند آهی گرم
تو پا گرفتی در نفسهایم
در چشمهایم ، آرزوهایم
در شعر من هم جان گرفتی تو
فانوس مهتابی به شبهایم
دیگر ز تو دوری توانم نیست
پیچیده ای اکنون درون من
با هر نفس تکرار نام توست
هر لحظه در رگها و خون من
آری تو مثل برفها آرام
بر دستهایم نرم لغزیدی
مانند گلهای درخت یخ
عطری شدی در من تو پیچیدی
همچون شقایق های دشتی سبز
تو ریشه کردی در وجود من
دیگر ز تو دوری توانم نیست
نام تو ذکر هر سجود من
اینگونه نامت را صدا کردم
ای آرزوی پاک دیرینم
ای بهترین سوغاتی یلدا
برف سپیدم ، خواب شیرینم
بنگر چگونه اشک چشمانم
از دیدنت سیلی روان گشته
آغوشم از احساس تو لبریز
قلبم به گرمای تو آغشته
آرام جانم لحظه ای بنگر
کاین زندگی با حس تو زیباست
زین پس خوشم با دیدگان تو
بی تو وجودم خسته و تنهاست
بر تو مبارک ماه شبهایم
این روزهای سرد خواب انگیز
بر تو مبارک باشد این دنیا
امید من از خواب خود برخیز .

 

[ سه شنبه 21 مرداد 1393 ] [ 2:34 ] [ ساحل ]
[ موضوع : ]

[ ]

متولد چهار آذر

روزهای زیبای پاییزی با رنگهای افسونگر و وزش باد سرد و بارش باران های زیبایش رسید آنهم در ماه پایانی آن آذر زیبا.

وقتی به این ماه میرسیم احساس عاشقی را دارم که در هراس فرارسیدن صبح و برخاستن خورشید و ترک معشوق خویش است. گویی پاییز زیبا روزهایش هم مانند خودش کم تحمل و کوتاه است. دلم میخواهد حتی شبها بیدار باشم و به صدای تاریک شب در قعر سکوت برگها گوش کنم. 

دو روز دیگر در میان این همهمه رویایی چنار و آیینه خاکستری آسمان پر ابر تولد من فرا می رسد. تولدی که جدای چهارمین روز زیباترین ماه پاییز بودنش یکی از خاطره انگیزترین فصول را درون خود دارد. 

بودن در تمام این سالها و دیدن تولدهای بیشمار هرگز برایم تکراری نبوده. هیچ پاییزی مانند پاییز قبلی نبوده و هیچ سالی مانند سال قبل. از گذشتن روزهای عمرم نمیترسم و از پیر شدن روزی. از مرگ و نبودن هم نمی ترسم. مگر می شود متولد آذر بود و از غروب ترسید. مگر تمام زیبایی و شکوه یک تولد در غروب زیبای خورشید نهفته نیست. مگر در پس غروب قرمز آفتاب ، طلوع شکوهمند شبی ساکت جای نگرفته ...

از متولد شدن در این روز خوشحالم از تمام سالهایی که زندگی کردم...کودکیم جوانیم...نوجوانیم...دوران دانشگاه..دوران زیبای عاشقی....ازدواج....غمها...دردها...دوریها...شادیها...مرگها....تولدها.....و    .........

از نامی که متول کردن جادوی سپید رویم به من هدیه داد.  م ا د ر ...

تا در این شش سال هر بار هر سال هر چهارم آذر وقتی با چشمانش با شوقی بیدار می شود و میخواهد نخستین نفر باشد که در آغوشم می گیرد وقتی می گوید : مامان تولدت مبارک من را بیشتر و بیشتر عاشق زندگی کند.

و بگوید برایت هدیه نخریدم چون نمیتوانم بیرون بروم. 

بگویم مادر تو زیباترین هدیه ای.

بگوید لطفا سایت را لود کن برایت اینترنتی خرید کنم با کارت خودم.

بگویم عزیزکم لازم نیست 

بگوید چرا برایت نقاشی هم کشیدم.

و من بگویم می شود بغلت کنم و فقط نفس بکشی و من به نفست گوش کنم .

بلی مامان

و .....................

چطور می شود در چنین لحظه ای اشک نریخت....چطور می توانم عاشق لحظه های زندگی که تو به من دادی نباشم. چطور می شود در بهشت بود و از غم گله کرد ..

بگویم....ببخش مادر خیلی دوستت دارم برای همین گریه می کنم.

بگویی میدانم مامان اشکالی ندارد .

این مکالمه هر سال من است با دختری که روز بروز بیشتر عاشق گامهایش می شوم.

عزیزم....از بودن کنار مردی که عشق را به من ارزانی داد و آرامش را و شاید کمتر در وبلاگت از او نامی است به دلایلی...خوشحالم. از اینکه پدری چون او داری از اینکه مهربانی را با ذرات وجودت حس کردی از اینکه کنار تو و او هستم راضیم و خشنود. 

هر روز هر روز چه چهارم آذر باشد یا نباشد دیدن صورت معصوم تو تولد دوباره من است.

عزیزم پاینده باشی همچون قامت بلند سپیدارها .

[ يکشنبه 2 آذر 1393 ] [ 13:55 ] [ ساحل ]
[ موضوع : تولد امسال من. ]

[ ]

پرورش کودک دوزبانه به چه قیمتی؟؟؟؟

در نمایشگاهی که گذشت با نام بازی و اسباب بازی من در غرفه ای حضور داشتم برای کمک و مشاوره با نام  " پرورش کودک دوزبانه " . که در این خصوص بهتر دیدم تجارب خود را در وبلاگ برای استفاده دیگر دوستان بنویسم. دوستان و والدین عزیز بسیاری بنا بر نام این غرفه مراجعه می نمودند با هدف دوزبانه کردن کودکان خود. بسیاری با من آشنا بودند و بنده آنچه باید بعنوان مشاوره در خدمتشان می گذاشتمم و عده ای دیگر با همکاران من صحبت می کردند در خصوص این مطالب. 

چیزی که باعث شد به فکر نگارش این مقاله بیفتم این بود که بیشتر والدین نوزادانی چند ماهه داشتند و غالبا به آنان توصیه می شد از ابزار دیداری همچون بیبی انیشتین یا سی دی های اهنگ تصویری و کارتن استفاده کنند و از کودکان خود بعنوان الگویی مبنی بر صحت روش خود نام برده می شد که از ابتدا به سه زبان کار کرده و کلمات اولیه اش به زبان انگلیسی بوده و الان هم هنوز گاهی اسامی فارسی را فراموش می کند و یکی در میان صحبت می کند و این خصوصیت بعنوان یک مشخصه مهم و آموزشی در راه پرورش دوزبانگی مورد تایید آنها بود در حالیکه بنده بعناوان کارشناس کلا با آن مخالفم.

اینکه چرا لب به سخن نگشوده و حرفی نزدم چون غرفه به نام من نبود و دخالت من در این زمینه باعث فروش کم محصولات می گشت و ترجیح دادم تنها در مواردی دخالت کنم. زمانی که عنوان کردم دیدن تی وی برای کودکان زیر دو سال مناسب نیست و نباید اینگونه به این والدین مشاوره داد پاسخ داده شد که لامپهای تی وی دیگر شبیه به لامپ تصویرهای قدیمی نیست!!!! در حالیکه این دلیل به هیچ عنوان در لیست صدمات وارده به چشم و ذهن کودک در تمامی مقالات و سایتهای روانشناسی کودک ابدا موجود نمی باشد و اصلا ما به این دلیل نیست که دیدن تصویر را در زیر دو سال محدود می کنیم. 

اینکه کودکی با دانش زبان مادری کم به زبان دوم اغاز به صحبت کند به نظر من اصلا پسندیده نیست و نمی توان ان را نسخه ای جایز دانسب که با دلایل علمی مطابقت کند . کودک باید با دانش کامل زبان مادری و ذهنی پربار از زبان دوم با روشی مناسب و علمی دوزبانگی را آغاز کند و صحبت به هر دو زبان در یک جمله نشانه ضعف کودک در هر دو زبان است نه تسلط به زبان دوم.

متاسفانه چیزی که واضح است این است که بازار و تجارت و سود آفرینی با آموزش در هم آمیخته و دست از سر کودکان هم بر نمیدارد و متاسفانه والدین بدون اطلاعات قوی و آگاهی محصولات را تهیه کرده و حتی من شاهد بودم روز بعد مراجعه نموده اذعان می داشتند کارتونی که تهیه کرده اند اصلا آموزش زبان انگلیسی نیست!!!

خوب مشخص است که با دیدن کارتون نمی توان زبان انگلیسی به کودک آموخت. کارتون یک مکمل و ادامه دهنده راهی است که کودک آغاز کرده و به او در استفاده زا آنچه آموخته و کلمات و جملات و اصطلاحات کمک می کند و هیچ کودکی با دیدن قسمتهی مختلف یک کارتون مسلط به زبان نمی شود مگر آنکه آموزشی تفریحی بادش و آنهم با شرایط خاص.

از والدین می خواهم همواره بروز باشند و اطلاعات قوی در تمام موارد بخصوص تربیت و آموزش کودکان خود داشته باشند و با هر مثال و دیلیل سریع اقدام به خرید هر چیزی ننمایند. کما اینکه من با اصرار به والدین می گفتم ابتدا سایت من و نوشته های من را مطالعه کنند سپس اقدام به گرفتن حتی مشاوره از من نمایند.

امیدوارم بعنوان عضو کوچکی در پرورش کودکان دوزبانه بتوانم آموزش صحیح را جایگزین سود آفرینی نمایم و ایرانی آباد و کودکانی ایرانی و دانا داشته باشیم.

[ يکشنبه 4 آبان 1393 ] [ 14:08 ] [ ساحل ]
[ موضوع : پرورش کودک دوزبانه ]

[ ]

در آستانه هفت سالگی

سکوتی در خانه پیچیده و پاییز با ناز سرخی برگهایش فرا رسیده است . روزهایی است که سالها آرزویش را داشتم که من باشم و دختری که گونه هایش به سرخی شعله های آتش و دستهایش به بزرگی تمامی فضای آسمان هاست. روزهایی که با تمام زیبایش تند می گذرند و دخترکم بزرگ و بزرگتر می شود. شش سال اول کودکی به همین سرعت گذشت...دیروز زمزمه می کردم : 

یادم آمد شوق روزگار کودکی

مستی بهار کودکی

یادم آمد آنهمه صفای دل که بود

خفته در کنار کودکی

رنگ گل جمال دیگر در چمن داشت

آسمان جلال دیگر پیش من داشت

شور و حال کودکی برنگردد دریغا

قیل و قال کودکی برنگردد دریغا

هیوا پرسید مادر چه می خوانی ؟ گفتم شعری برای کودکی و برایش گفتم هیوایم دوست داشتم همیشه بهترین روزهای کودکی را داشته باشی . گفت داشتم و خیلی دوستت دارم. 

روزگار من چنین بهاری می شود. با این حرفها و محبتهای دانه زیبای زندگیم. و میدانم شاید از نظر و چشمان و نگاه برخی غیر عادی به نظر برسد چنین رفتاری اما من دیوانه وار عاشق دخترم هستم آنقدر که دلم نمی خواهد بجز او دل مادرش برای بچه دیگری بطپد و کسی بجزاو مرا مادر صدا کند این تها خودخواهی من است که شاید بزرگ اما به احساسش افتخار میکنم با تمام ظاهری که شاید ناخوشایند باشد .

روزهای مدرسه می گذرد و هیوا بیشتر و بیشتر منظم و دقیق می شود. چیزهایی را که می دانست با دقت بیشتری دنبال می کند و وقت من برای انجام کارهای متفرقه بسیار کمتر می شود. گاهی بخودم می آیم و میبینم ساعتها فقط به نظافت و عوض کردن ملحفه ها و چیدن کتابهایش و درست کردن چند مدل غذا برای وقتی برمیگردد گذشته است. شبها غالبا آنقدر خسته هستم که در حد چند کلمه می توانم با همسرم صحبت کنم و از امشبی که به خواب می روم تا فردایی که بیدار می شوم به برنامه هایم فکر میکنم. خیلی از کارهایم را کم کرده ام چون درون من انسانی است که باید چهار قسمت از پنج قسمت وقتش مال دخترش باشد . حتی زمان نوشتن تکالیف کنارش می نشینم و به دستهای کوچکش نگاه میکنم . دیشب اولین دیکته زندگی هیوا را به او گفتم و با صدای لطیفش برایم کلمات بابا و آب را نوشت و خواند . باز خوشحالم بیشتر و بیشتر که خواندن و نوشتن را بطور کامل به او یاد ندادم چون روش آموزشی مدارس خیلی زیاد با آنچه در بسته های موجود در بازار است فرق دارد .

روزهای شش تا هفت سالگی روزهای ترسهای درونی کودک است و برای من اوایل عجیب بود چنین صحبتهایی از زبان هیوا که می ترسم یا نمی توانم بخوابم. ترجیح می دهد بیشتر خاله بازی کند تا دوچرخه سواری . بدود تا راه برود بخواند و آواز سر دهد . عصر هنگام اغلب تمام کارهایی را که در مدرسه کرده برایم تعریف می کند . بهم ریختگی روشهای اول مدرسه در کیفش کمی بهتر شده اما هنوز مقنعه را زیر کتابهایش در کیف پیدا میکنم :))) البته حق میدهم چون از ساعت هفت و نیم تا سه و نیم در مدرسه بودن کار ساده ای نیست .

آنچه بیشتر خوشحالم می کند این است که تکالیف درون خانه هیوا بسیار کم است در حد چهار خط فارسی چهار یا یک شش خط انگلیسی و یک دیکته. نه خبری از کتاب کمک درسی است نه فعلا مشقهای علوم وریاضی. آخر هفته ها آدینه نامی دارد که حدود چهار صفحه مرور تمام آموخته های هفته است . سینما و برنامه کوه نوردی دارند و خبری از صف و نظام صبحگاهی هم نیست. زمان انگلیسی بسیار دقیق و شاد هستند و کتابهای اموز انگلیسی شامل ریاضی ، علوم ، خواندن و نوشتن کتاب داستان و شعر و تمرین می شود که تماما در مدرسه است و چیزی به خانه آورده نمی شود. 

فضای مدرسه آنچنانی نیست اما شاد است و همین باعث تقویت روحیه کودکان می شود. کلاسهای کامپیوتر و نقاشی جزو برنامه های کلاسی است . هیوا همچنان به کلاس شطرنج و موسیقی و باله اش ادامه می دهد و بسیار در شطرنج و باله پیشرفت داشته است. در سن بالای شش سال ماهیچه های بدن و عضلات کودک بسیار آماده می شود بخصوص اگر مدتها ورزش کرده باشد. میزان لجبازی بسیار کم می شود و حرف شنوی بیشتری دارد. منطق و دلایل را بررسی می کند و در مقابل صحبتهای منطقی رفتاری معقول دارد . احساسات وی به شدت زیاد است و بسیار سعی میکنم با روشهای خاص ابراز احساسات را در او قوی تر کنم چون هیوا به شدت درونگراست و بسیار بهتر شده است.

علاقه و ارتباط خیلی نزدیکی با پدرش دارد و گاهی خواستار قدم زدن با او در خیابان می شود :))))

این مواردی بود که گمان کردم برای دخترکم بعدها لذت بخش خواهد بود و برای دوستانی که بزودی این سنین را رد خواهند کرد. 

شاد باشید

 

[ يکشنبه 4 آبان 1393 ] [ 13:30 ] [ ساحل ]
[ موضوع : روزشمار زندگانی هیوای دلبندم., مدرسه هیوا... ]

[ ]

کار با گل سفالگری و کاردستی کاکتوس

 

سلام دوستای خوبمون. بسیار گرفتار بودیم و هستیم. مدرسه هیوا روزهای زیادی رو در فکر و تصمیم از من گرفت. اما بالاخره بعد از صحبت با یک دوست گل و یک همکار کتابفروش بسیار خوب تونستم به تصمیم گیری قطعی برسم. 

در این باره در پست بعدی مفصل خواهم نوشت. یک کاردستی خلاق براتون گذاشتم و ببخشید اگر کم تصویر میذارم قبلا اعلام کرده بودم :)

این یک " کاکتوس " است . برای درست کردنش به یک پلاستیک حباب دار نیاز داریم. رنگ گواش ، آب ، قلمو 

کادرستی خلاق

با رنگ سبز ترجیحا سه رنگ روی پلاستیک رو رنگ میکنیم. کمی آب استفاده می کنیم تا رقیق شود .

کادرستی خلاق

بدین صورت. و میگذاریم خوب خشک شود. سپس بصورت لوله مانند پلاستیک را میپیچیم .

کادرستی خلاق

و چسب میزنیم تا بهم خوب بچسبد . یک گلدان یا لیوان کوچک را با مقواهای قهوه ای پر میکنیم ، به شکل خاک و پلاستیک های لوله شده را درون آن قرار می دهیم. دو پلاستیک را کوچکتر کرده و بصورت شاخه های کاکتوس کنار بدنه کاکتوس ها می چسبانیم. 

سپس با گواش مشکی یا ماژیک مشکی خالهای روی کاکتوس را می کشیم.

گلدان ما آماده است. بعد از انجام کار در مورد کاکتوس ، کشورهایی که در آن کاکتوس می روید و بدنه و کاربرد آن صحبت کردیم .  با استفاده از کتاب.

کادرستی خلاق

 

 

سفالگری خلاق :

کتابی که میبینید حاصل استفاده خلاقانه از سفال و گل رس است. در مورد کاربرد گل رس بسیار صحبت شده و همگی میدانیم برای تقویت ماهیچه های دست و مچ کودک و آرامش و تخلیه وی از هیجانات ، زمانی که نگران و ناآرام است استفاده از گل می تواند بسیار به او کمک کند . 

کودکان بخصوص دختران از درست کردن کیک و آشپزی بسیار لذت می برند پس چه بهتر که آن را با گل بازی همراه کنیم.

سفالگری خلاق

روی یک تخته با وردنه گل را خوب ورز دهید ، هرچقدر بیشتر ورز دهید برای تقویت دست و ماهیچه های کودک بهتر خواهد بود.

سفالگری خلاق

با رنگ گواش میتوان براحتی چیزی را که ذهن کودک آفریده رنگ کرد. لزومی ندارد کودک حتما آنچه را در کتاب است درست کند .

سفالگری خلاق

اینهم از کیک مربایی ما :))

سفالگری خلاق

 

موفق باشید.

 

[ شنبه 19 مهر 1393 ] [ 10:26 ] [ ساحل ]
[ موضوع : کاردستی های کودکان ]

[ ]

پاییز برای توست

پاییز نود و سه

 

روزگار غریبی است نازنین من ، غریب و غمناک .

در روزهای پاییزی قرمز از سرخی برگهای چنار گونه های تو ،

تنها شعله گرم کننده سرمای وجود مادر ،خورشید پهناور نگاه توست ،

وقتی هر روز از گوشه آسمان چشمانت طلوع میکند .

خستگی تکرر حتی آبی آسمان ، با خاکستری ابرهای نمناک بوسه های تو ،

آبستن تنوعی رنگ در رنگ می شود.

تو پیچش گلهای درهم رازقی هستی .

تو تکامل نام زنانگی منی .

نگاه تمسخر آمیز دیگران با تکانهای نازک تو درونم بی اهمیت تر از ته مانده آب راکد مرداب شد .

تفکر های آزادهنده مردمان ، با صدای طنین انداز تو ، حرکت مورچه ای شد بر سنگهای سیاه .

عشق و عشق و رنگ آبیش ، 

شد بانوی برفی سپید رنگی که در آستانه تولد زمستان

اجاق قلبم را برای همیشه سرخ کرد.

عشق سپید است سپید به رنگ زیبای صورتت .

مهربانی سرخ است سرخ به رنگ شکوفه های صورتی گونه هایت... .

محبت جاوادانی است درست مانند بلندای قامتت ،

سکوت آبی است چون صدای آرام نفست در دل سیاه شب .

تو شولای عشق و محبت و زیبایی هستی .

تو دلیل ارامش عصرهای پاییزی .

و نفسهایم کوچکترین چیزی  است که هر روز به شوق دیدن رویت به ماه چهره ات ارزانی میدارم.

عزیز دل مادر....

مادر بودن چقدر بزرگ است ، خسته شدن برای تو چقدر شیرین است ....چقدر زیباست برای اشتباهاتم ...

از تو تقاضای بخشش کنم.... .

دوستت دارم جمله ایست دچار تکرر که شایسته طپش وجود من برای تو نیست... .

نمیدانی...نمیدانی...چه دنیای شیرینی هستی....عزیز دل مادر... .

خوشحالم که مادرت هستم .

پاییزت مبارک...هفتمین پاییز که آستانه تولدی زمستانی را از هم اکنون بی تابم.

مادرت

[ شنبه 19 مهر 1393 ] [ 9:21 ] [ ساحل ]
[ موضوع : پاییز مبارک ]

[ ]

نامه ای برای مدرسه هیوا

دختر زیبای من...

نامه ای کوتاه برای دخترم که فردا نخستین گامهای خود را در راه علم و دانش در کلاس اول دبستان بر خواهد داشت. عزیزم هفت سال از نخستین دیدار عاشقانه ما می گذرد. در شش سال سعی کردم کودکی کنی و یاد بگیری. سعی کردم آنچنان که لیاقتش را داری برایت مادری کنم. با تو راه رفتن را دوباره آموختم. سخن گفتن را از تک تک واژه هایت. با هر مکش دهان کوچکت برای شیر خوردن محبت و انسانیت و فداکاری را در رگهای بدنت تزریق کردم. همراهت شش پاییز و بهار و تابستان و زمستان را دیدم. دنیا مکانی تکراری است فرزندم . اما تکرار این روزها با وجود تو زیباترین تکرر زندگیم است. دستهای کوچکت در دستهایم رشد کرد و نگاه دلنشینت مرا به یاد روزهای زیبای نوزادیت می اندازد. زیبایی درونی است دخترم و تو درون و بیرونی زیبا داری. سرو خوش قامت من در بهشت موهایت معنای تفاهم و لذت را باز شناختم. در هر خنده شیرینت امید را. کنارت تنهایی از دلم پر میکشد. آغوشم برایت کوچک شده اما تا ابد این خانه کوچک آشیانه غم ها و شادیهایت خواهد بود. جدایی از تو حتی برای چند ساعت سخت است ام لازم. نگرانم چون نمیدانم مدرسه ای مناسب را برای روحیه لطیفت انتخاب کرده ام یا نه. اما بدان هر لحظه بتوانم تو را از این کشور زیبا اما نه چندان مهربان خواهم برد. 

عزیزم..هیوای من...دردهایت به جانم دخترم...امیدوارم وقتی این نوشته را میخوانی بدانی چقدر روز مهمی را در پیش خواهم داشت. عزیزم هر جای این دنیا وقتی تو باشی بزرگترین بهشت روی زمین است. آسمان بیکران عشق ، ورودت را به دنیای دانستن تبریک میگویم. عزیزم آرام و شاد باشی.

 

مادرت.

[ يکشنبه 30 شهريور 1393 ] [ 23:42 ] [ ساحل ]
[ موضوع : نامه ای به دخترم هیوا ]

[ ]

آموزش سه مرحله ای در مونستوری

ماریا مونتسوری روشی برای آموزش کلمات به کودکان داشت.

او آن را درس 3 جلسه ای نامید. 

 

این درس با اشیای واقعی بهتر انجام می شود ،مانند داشتن 3 نوع میوه در فصل، سبزیجات، لباس یا ابزار آشپزخانه. 

چیزهای دیگر می تواند اشیای واقع گرایانه (تصاویر کوچکی از حیوانات) باشد .که می توان آنها را در هر اسباب بازی فروشی یافت. 

زیراندازی روی زمین پهن کنید و اشیا را رو آن بگذارید یا با کودک آنها را روی میز قرار دهید تا استفاده از آن آسان باشد.

 

 

 جلسه اول: معرفی اشیا 

 

شی را به کودک نشان دهید و بگویید این یک (نام شی) است. 

سپس آن را روی زیرانداز قرار دهید و یا به کودک اجازه دهید آن را بگیرد و لمس کند و یا اگر امکان دارد آن را بو کند، 

سپس نام شی را تکرار کنید این روند را با اشیای دیگر تکرار کنید. 

اگر به کودک امکان لمس کردن و بو کردن شی داده شود بهتر در حافظه او می ماند.

 

 جلسه دوم: از کودک بخواهید شی ای را که نام می برید نشان دهد. 

 

"می توانی به من (نام شی) را نشان بدهی؟"

 

 سپس جای آن شی را عوض کنید تا مطمئن شوید که کودک نام آن را یاد گرفته نه جای آن را. 

این کار جلسه درس را پر هیجان و جالب می کند. 

 

همچنین ممکن است از کودک بخواهید تا جای اشیا را عوض کند.

 این مرحله می تواند برای کودکان زیر 3 سال بکار رود.

 از کودک بخواهید اشیایی را که نام برده اید در یک نقطه دیگر قرار دهدیا آنها را از جای خود بردارند و در سبد بگذارند و یا به دست شما بدهند.

 می توانید مجموعه واژگان را دسته بندی کنید. 

 

جلسه سوم: در این جلسه از کودک بخواهید اشیایی را که شما نشان می دهید نام ببرد. 

 

این جلسه عمدتا با بچه های بزرگتری که می توانند روان صحبت کنند انجام می شود.

 تعداد اشیا ممکن است با در نظر گرفتن نیازهای کودکتان افزایش یابد.

[ جمعه 21 شهريور 1393 ] [ 18:54 ] [ ساحل ]
[ موضوع : مونتسوری ]

[ ]

ویژگیهای تربیت به روش آموزشی مونتسوری

مونتسوری

ویژگیهای تربیت کودکان به روش آموزشی مونتسوری

 

- کودک فعال است نه منفعل و ساکن. 

کودک کنجکاو و عاشق دانستن است، عاشق گشتن و یافتن نه علاقه مند به نشستن و یادگیری ساده.

 کودک باید ببیند، تجربه کند، لمس کند تا بیاموزد زیرا خمیرمایه وجودش از آنچه در دنیای اطرافش می بیند دارد شکل می گیرد . و اگر او را در اتاقی کوچک حبس کنیم و بخواهیم تجربه هایمان را روی تخته سیاه برایش توضیح دهیم در حق او ظلم کرده ایم. 

 

شکل گیری هر چه غنی تر و بهتر شخصیت کودک خصوصاً در سال های اول دبستان در دست ما است. 

باید جهان اطراف او را در چارچوب مدرسه به بهترین و شادی بخش ترین روش ممکن به او نشان دهیم. 

باید رغبت به دانستن را در وجودش بیدار کنیم و بگذاریم هر لحظه آنچه که دوست دارد بیاموزد و نه بیشتر.

 

2- مونتسوری ثابت می کند در زندگی خصوصاً در اولین سال های یادگیری یعنی بین ۳ تا ۱۰ سالگی، 

 

کودک اشتیاقی فراوان به یادگیری و تجربه دنیای اطرافش دارد و اگر معلم باتجربه و البته دوره دیده ای بتواند این انرژی و میل را به راه درست بکشاند و گوهره وجود کودکش را درک کند، علاقه و اشتیاق کودک چند برابر خواهد شد و راندمان آموزشی اش به طرز غیرقابل باوری افزایش خواهد یافت.

 

از نظر یک معلم باتجربه، کودکان از نظر یادگیری با بزرگسالان تفاوت چندانی ندارند. 

آنها درست عین ما هویت و شخصیت منحصر به فرد خودشان، علایق خاص، هوش خاص و توانایی خاص دارند و اگر معلم بتواند این هوش و علاقه را تشخیص دهد، مثل نهالی که بر پایه های محکم استوار است، رشد خواهند کرد.

 

3- شخصیت کودک در سال های اولیه تولد تا حدود شش، هفت سالگی تظاهر و تکامل می یابد. 

 

کودک در هفت سالگی می داند به هنر علاقه مند است یا ریاضی. 

اهل ورزش است یا بازی های فکری فقط نمی تواند این موضوع را برای ما تعریف کند. 

رضایت و سلامت ذهن آن کودک اینجا کامل به پدر و مادر و معلمش بستگی دارد، 

اینکه توانایی هایش را بشناسند، در مشکلات بیشتر کمکش کنند و کنجکاوی اش را درباره رشته یی که دوست ندارد به نوعی تحریک کنند و در مشکلاتش همراهی اش کنند. 

رضایت کودک از روش آموزشی اش تاثیرات مثبت غیرقابل تردیدی در توسعه سلامت، شخصیت، 

اعتماد به نفس وتوانایی او در دوره های بعدی زندگی اش دارد. 

هر چند همه کودکان باید ریاضی بدانند اما روش آموختن به آنها متفاوت است.

 

4- در کلاس های مونتسوری اصل بر فعالیت گروهی و شناخت توانایی های خاص کودکان درسنین متفاوت است. 

 

این کار هم یک کلنی و جامعه کوچک را می سازد که همراه هم و با شناخت توانایی های هم کار می کنند، تحقیق می کنند و به هم کمک می کنند و هم هارمونی یادگیری درس ها را در کنار تعاون، همراهی، احترام به بزرگ تر، حمایت از کوچک تر، تکرار مسائل آموزشی و سرعت بخشیدن به آموزش به کودک افزایش می دهد.

 

هارمونی یادگیری درس ها را در کنار تعاون، همراهی، احترام به بزرگ تر، حمایت از کوچک تر، تکرار مسائل آموزشی و سرعت بخشیدن به آموزش به کودک افزایش می دهد. 

فراموش نکنید، کودکی که در کنار خواهر یا برادر بزرگ ترش بزرگ می شود هم زودتر حرف می زند، هم زودتر راه می رود و هم زودتر می آموزد.

 

5- ابزارهای آموزشی مونتسوری یکی از قسمت های مهم این روش است :

 

کتاب ها، اشیا، آزمایش ها و تجربه های کوچک برای کودکان جالبند و اجازه تحرک، مشورت، صحبت با یکدیگر، راهنمایی و بازی را حین آموزش گرفتن به کودکان می دهد. 

اتفاقی که در کلاس های خشک، با حالت  معمول(سکوت و دست به سینه) برای بچه ها نخواهد افتاد. 

 

کار گروهی و توانایی اصلاح اشتباهات، شجاعت صحبت کردن در جمع، شجاعت پذیرش اشتباهات و توانایی فعالیت در یک موضوع خاص و مطرح کردن هوش را به کودکان می دهد، زیرا ضعف ها هرگز نباید پوشیده شوند و مورد توبیخ قرار گیرند، هر کس در این جهان هوش خاص خودش را دارد.

 

بازی وسیله اصلی آموزش در روش مونتسوری است. می شود هنگام بازی یک نکته دقیق علمی یا یک مطلب سخت را به کودک آموزش داد. می شود هنگام بازی یک نکته دقیق علمی یا یک مطلب سخت را به کودک آموزش داد. 

با این وسایل حتی می شود ریاضی را به کودک آموخت و استعدادهای ذاتی کودکان را کشف و تکمیل کرد. 

کودک باید بداند قابلیت جبران و بازگشت به مرحله اول را دارد و هیچ گاه به خاطر درک نکردن مساله یی یا بی تجربگی وندانستن، نمره نخواهد گرفت و تنبیه نخواهد شد. 

 

درست همین جا است که رقابت واقعی شکل می گیرد و کودک شانس خود را به هر شکلی امتحان خواهد کرد.

[ جمعه 21 شهريور 1393 ] [ 18:32 ] [ ساحل ]
[ موضوع : مونتسوری ]

[ ]

شناخت احجام در مونتسوری

شناخت اشکال و احجام در مونستوری به همین روش است. ما این بار احجام را به دو زبان انگلیسی و فارسی کار کردیم. در یک ظرف یا سبد احجام یا اشکال برای کودکان کوچکتر را می ریزید . روی آن پارچه می اندازید و کودک بدون نگاه کردن و با لمس اجسام و احجام را بیرون اورده و لمس میکند و اسم آنها را سه بار به او می گوییم.

شناخت اجسام مونتسوری

دور تا دور احجام با دو انگشت اشاره و انگشت کناری که در مونتسوری برای لمس بکار میرود لمس میکنیم. به هیوا درباره اضلاع گوشه ها و سطح آن توضیح دادیم. و نامهای انگلیسی .

شناخت اجسام مونتسوری

پس از پایان تمام احجام از کودک میخواهیم در خانه یا کلاس بگردد و هر چیزی به شکل استوانه یا هر حجم دیگر است پیدا کند. این بازی را به انگلیسی هم انجام دادیم.

Can you find somthing cone for me ?

و این کار به کودکان حالت بازیگونه میدهد و آموزش را از جدیت خارج میکند. سپس با درست کردن لگو خستگی احتمالی را از بین بردیم و در ضمن بازی لگو تمامی اشکال و احجام را می توانید مرور کنید. ما هم مرور کردیم 

اشکال لگو بسیار ملموس بوده و به لحاظ رنگهای شاد و درخشان وسیله بسیار خوبی برای انواع آموزش اعداد و شمارش و رنگها و اشکال و اجسام و مفاهیم اولیه بسیار زیادی می باشد.

 

موفق باشید.

 

[ شنبه 25 مرداد 1393 ] [ 21:13 ] [ ساحل ]
[ موضوع : مونتسوری, آموزش ریاضی نوین ]

[ ]

چاپ و نقاشی تلفیقی

سلام دوباره. این پست به فعالیت هنری اختصاص دارد. با ما باشید :

چاپ تلفیقی :

 

برای این فعالیت به موارد زیادی نیاز داریم . شیشه . رنگ گواش یا آکریلیک ، اسفنج های تکه تکه شده ، پالت رنگ ، قلموهای متفاوت ، دستمال ، سیب زمینی ، چاقو ، گوجه فرنگی ...

 

چاپ تلفیقی

مراقب باشید کناره ها و لبه های شیشه دست کودک را زخمی نکند. با قلمو و رنگهایی که هیوا دوست داشت و بصورت رقیق رنگ را روی شیشه می زنیم. هر طرحی که کودک دوست دارد می تواند روی شیشه کشیده شود. هیوا طرح گل آفتابگردان را انتخاب کرده بود.

چاپ تلفیقی

روی شیشه رنگ باید رقیق باشد تا هنگام چاپ روی مقوا بخوبی رنگ برگردانده شود.

چاپ تلفیقی

هر طور که دوست داشت گذاشتیم رنگ کند. رنگهای قلمو باید شسته شود تا رنگها در هم آمیخته نشود.

چاپ تلفیقی

سپس شیشه را روی مقوا گذاشته و به آرامی با مشت روی آن فشار می دهیم تا رنگ از روی شیشه روی مقوا برگردانده شود.

چاپ تلفیقی

به آرامی از لبه ها مقوا را از روی شیشه جدا میکنیم. این نوع چاپ برای کودکان بسیار جالب است. چون هم طرح مورد علاقه خود را روی مقوا میبینند که ساخته دست خود است هم طرح های بسیار زیابیی حاصل برگرداندن رنگ از روی شیشه روی مقوا بطور ناخواسته بوجود می آید. در عالم هنر به این نوع چاپ

" مونوپرینت " گفته می شود.

همانطور که میبینید رنگها بطور زیبا و خود خواسته در هم آمیخته و طرحی زیبا را بوجود آورده اند.

چاپ تلفیقی

اینهم شیشه بعد از چاپ که باید همان لحظه با پارچه نم پاک شود برای چاپ بعدی.

چاپ تلفیقی

همان کارها را با طرحی دیگر انجام دادیم و هیوا این بار یک آپارتمان طراحی کرد.

چاپ تلفیقی

 چاپ برجسته ( سیب زمینی ) :

قبلا هم در این باره صحبت کرده و صحبتهایی داشتیم. این بار هیوا خودش با چاقوی کند دور تا درو طرحی را که روی سیب زمینی به دو نیم شده بزرگ مشیده بود جدا کرد. دور تا دور طرح باید کنده شده و طرح بصورت برجسته باشد. سپش رنگ مورد نظر روی سیب زمینی زده می شود.

چاپ تلفیقی

سیب زمینی بدین صورت در می آید.

چاپ تلفیقی

تلفیقی از طرح های مختلف با سیب زمینی نقاشی زیر را بوجود آورد. ما از چاپ " ترافارد " هم استفاده کردیم. تکه های کوچک اسفنج را در رنگ زده و بصورت آرام با حرکت گذاشتن و برداشتن دست روی مقوا میگذرایم و هیوا درخت و ابرها و خورشید را بدین صورت انجام داده است. و خانه ها را با آبرنگ و قلمو و ماژیک کشیده است. از تکنیک های مختلف برای نقاشی استفاده کنید.

چاپ تلفیقی

سپس با " تکنیک قطره چکان " قطره های باران را از بالا درون رنگ رقیق آبی کرده و روی مقوا چکانده است. و این نتیجه پایانی نقاشی هیوا است. :)

چاپ تلفیقی

سپس از یک تکه گوجه فرنگی به خواست خودش استفاده کردیم. رنگ را روی آن زد ،

چاپ تلفیقی

چاپ زیبایی که خودش تصمیم گرفت آن را به یک اتوبوس تبدیل کند :) میبینید که تمام خوراکی ها بخصوص میوه ها توانایی خلق چه آثاری را دارد. در تمام طول کار کودک در حال پردازش و ریزش خلاقیت در کار است.

چاپ تلفیقی

اتوبوس را با قلمو آبرنگ و چاپ سیب زمینی و قطره چکان کامل کرد و بعد هم شعر the wheels of the bus را با عروسکهایش خواند. روز بسیار خوبی بود اما بعد برای جمع آوری کمی مشکل داشتیم. این سه طرح را قاب کردیم و به اتاقش زدیم. توصیه میکنم این تکنیک ها را در کنار هم حتما انجام دهید.

چاپ تلفیقی

شناخت رنگهای مکمل :

درباره رنگها اطلاعات زیاد داریم اما میخواستم هیوا خودش رنگها را با هم ترکیب کند .

پس چند جام آب تمیز را درون سینی قرار میدهیم. یک پالت رنگ سه رنگ اصلی را با گواش درون آن میریزیم .

شناخت رنگ های مکمل

ابتدا از هیوا خواستم سه رنگ اصلی را در هر جام مخلوط کند با قلمو. سپس ترکیب رنگ زرد و آبی =سبز

قرمز و آبی = بنفش . زرد و قرمز = نارنجی . سپس سفید که به هر رنگی اضافه شود آن را روشن تر میکند و سیاه تیره تر . و رنگهای فیروزه ای ، لاجوردی ، ارغوانی ، یشمی ، فندقی و غیره را بهمین روش انجام دادیم.

شناخت رنگ های مکمل

و رنگ بدست آمده را با قطره چکان روی مقوا چکاندیم تا هیوا بهتر متوجه شود و انگلیسی آنها را هم کار کردیم.

شناخت رنگ های مکمل

 

این بود فعالیت هنری ما. موفق باشید.

پانوشت : خاله هیوا و پدرش هر دو هنرمند نقاش و گرافیست هستند از آنها برای انجام دقیق فعالیت بسیار بهره جستیم :)

[ شنبه 25 مرداد 1393 ] [ 21:06 ] [ ساحل ]
[ موضوع : چاپ و نقاشیهای هنری ]

[ ]

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 46 صفحه بعد