هیوای آسمانی من

وبلاگ آموزشی تربیتی

هیوای متولد دی ماه

این مطلب رو در مجله شهرزاد خوندم. خیلی عالی بود. یکم دیر شده و از دی ماه گذشته اما برای من خیلی جالب بود. بخصوص که هیوا کوچولوم خیلی زیاد به این خصوصیات مذکور شبیه هست. یادمه یک روز بهش گفتم هیوا مامان چرا وقتی میام دنبالت مهد مثل بقیه بجه ها نمیپری بغلم....گفت اخه مامان من بزرگم.:))) همچین از دور منو نگاه میکنه و میگه سلام..همین . وقتی مامان میشه مامان بازی میکنه من همیشه بچش هستم و احساس میکنم خودم اونجا وایسادم....خوب میفهمهم کجای کارم مشکل داره. یروز یکی از دوستای پدرش باهاش شوخی میکرد یکم ساکت شد بعد از گوشه چشم نگاهی بهش کرد..بیچاره گفت بابا من تسلیم این بچه چه نگاهی داره...وقتی خونمونشلوغه و بچه ها دوستامون زیاد میخندن و حرف مینن میاد...
10 بهمن 1390
1