تشکر
خب ممنونم از تمام دوستانم عزیزانم که در شادی من شریک بودند. واقعا خردی یک اپارتمان کار سختی هست و خوشحالم که هیوا میتونه از این به بعد در اتاق خود خودش زندگی کنه. راستش این روزها سخت بود اما بیاد ماندنی. کمبود مالی داشتم و خواهر عزیزم بهم کمک بزرگی کرد. کمکی که شاید هر خواهری نکنه. دادن اینهمه مبلغ کار بزرگمنشانه ای بود و تا اخر عمر مدیونش خواهم بود. پدرم کل مبلغ خونه رو بهم دادن....اینهم هرگز فراموش نخواهم کرد. پدرم پیشاپیش روزتون مبارک. میدونم هیچ وقت نمیتونم جبران کنم..امیدوارم زنده سالم و شاد باشید همیشه. مادرم همراهم بود برای خرید منزل...کمکم کرد. هیوا بیشتر پیشش بود و خیال من راحت بود. همسرم که درک کرد و یک هفته شام نداشتیم :))))) اینقدر خسته بودم که فقط به هیوا غذا میدادم و میخوابیدیم. خیلی کم دیدمش..اما بیچاره تمام مدت غذای بیرون خورد و صبوری کرد. همراهم بود و وقتی ناامید میشدم کمک میکرد. و خدا که همیشه هست و توصیفش ناگفتنیست. از دختر خوبم که مامان خستشو کلی تحمل کرد. کلا هیچ برنامه ای نتونستم براش انجام بدم تا امروز و دیشب که کمی بازی کردیم باهم. دخترم که بودنش باعث تمام این موفقیتهاست. و این هفته من بعنوان مربی مونتسوری در مهد هیوا اموزش کارورزی میبینم و قراره اونجا مشغول به کار بشم. این بهترین و زیباترین کاری هست که به داشتنش افتخار میکنم. از اون محیط و اون کار خوشحالم. امیدوارم بتونم زحمات بیدریغ مدی خوب جوانه هارو جبران کنم و برای بچه ها مربی خوبی باشم. بزودی تصویر یک سری بازیهای فکری بسیار خوب و مفید و جدید رو میذارم. و چند تا بازی و فعالیت که با هیوا داشتم. هیوا از تابستان کلاس زبان رو با مربی نیتیو شروع میکنه. اسکیت شنا باله و موسیقی...همهرو خودش انتخاب کرده...:)))) بزودی برمیگردم.



تشکر 
