هیواهیوا، تا این لحظه: 18 سال و 9 ماه و 16 روز سن داره

هیوای آسمانی من

امروز بعد از سالها برگشتم خونه‌ی قدیمی‌مون. هنوز بوی خوب میاد😌 بوی کودکی

جشن سه زبانگی هیوای من/فارسی/انگلیسی/اسپانیایی

1396/7/30 22:34
نویسنده : ساحل
1,657 بازدید
اشتراک گذاری
یک شوق هایی هست از نوع مادرانه که تمامی ندارد. همیشه تازه است. بوی عطر نان سنگگ می دهد آنهم کنجدی اشن در عصر سرد پاییزی . انگار هوای خنک پاییز با آن باد رقصان میان چنارهای زرد و قرمزش میان روح و روانت پیچیده باشد . انگار همه چیزت شده باشد یک جمله یک عکس یک اتفاق. و یادت برود داد و فریادهای همان روز صبحت را سر نمره ی ریاضی و قضاوت های بیهوده و متداول معلم فرزندت. یادت برود داشتی آتش می گرفتی که نکند تمرکز و دقتش را از دست داده و نکند اینهمه مقایسه و اسم برتر و شاگردان برتر تمام آنچه را رشته ای پنبهخ کند. یادت می رود مدام به خودت نهیب می زدی : آهای تو ، شعار ندی ها. نباید مقایسه کنی. نباید فکر کنی بی دقت است نباید فکر کنی بلد نیست نباید جوش بیاوری و سر بروی. نباید تصور کنی کسی بهتر یا بدتر است. پس چی شد آنهمه شعار درباره ی مهارت و استعداد.
وای از این احساسات انفجاری مادرانه..که مثل گدازه ی آتشفشان به مغز آدم هجوم می آورند و بعد یک ه مثل باد روی آتش از بین می روند.
نمیدانم اسمش را چه می گذارید افتخار پز دادن غرور هرچه باشد برای من یک احساس وصف نشدنی است.
یک غرور درونی که انگار درختی را بعد از سالها ابیاری به بار نشانده باشی و هر روز میوه ای جدید از آن بچینی.
هیوایم را نه دو زبانه بلکه امروز سه زبانه می نامم. و با تماموجودم ذره ذره ی وجودم به این استعداد نبوغ بله به جرات می گویم نبوغ و مهارت بی انتها افتخار می کن. برایم اهمیتی ندارد امتیاز فلان درس هیوا چقدر است. فلان ازمون با نام های عجیب و غریب چند می شود. از هیاهوی مادرانه هایی که پشت در مدرسه با استرس می ایستند و به درس خواندن بچه هایشان تمام وقت پز می دهند ذره ای اهمیت نمی دهم. در بحث هایشان شرکت نمی کنم در گروه هایشان وارد نمی شوم....بگذار بگویند چقدر خودش را می گیرد انگار از کره ی ماه امده....

یک سال و نیم است هیوا زبان سومش اسپانیایی را شروع کرده بعد از دوزبانگی نمی گفتم سه زبانه است چون اموختن زبان یعنی تونایی صحبت به ان اما امروز بعد از یک ماه سفر تیچر مهربان هیوا و برگشتنش و ازمونی که از او گرفت و نوشته ای که برایم فرستاد بعد از روحیه ی شادمان دخترکم که هر زمان از منزل تیچر مهربانش بر میگردد انگار تمام خستگی اش را همانجا جا گذاشته با وجودی که ساعت سه و نیم از مدرسه می آید و چهار و نیم کلاسش شروع می شود بعد از دیدن صحبتهایش و چیزهایی که می گوید و می شنود امروز همین امروز به سه زبانه بودن هیوا افتخار میکنم.

زبان سومی که حتی قادر به صحبت به یک جمله اش نیستم. و فقط به انگلیسی سوال میکنم.
برای خواندنش هم مشکل دارم....اما استعداد بی اندازه ی یک کودک اینچنین خود را نشان می دهد.
معلم هیوا برایم نوشت از هیوا بسیار بسیار زیاد راضی بودم. هیچ سوالی نیست که نتواند پاسخ دهد. به راحتی باهم صحبت می کنیم. در هر موردی. تمام گرامرها کلمات و دروس پیشین را کامل می داند خواستم بدانم از نظر استعداد تمرکز عالی بود....

دخترم بعد از سالها انگار همان روزی است که به انگلیسی صحبت می کردی. دوستت دارم چون شادمانی و خودت هستی.
به وجودت افتخار میکنم. بهترینم.

همیشه دنبال ارزوهایت باش همین و همین.

مادرت سحر
پسندها (5)

نظرات (3)

مامان آیسل
25 آبان 96 22:56
باسلام....چند سال پیش نوشته هاتونو دنبال می کردم ...من هم شروع کردم بادخترم انگلیسی کار کردن....خیلی دوست داشتم تا سن پیش دبستانی انگلیسی رو صحبت کنه و همینطور هم شد....ازتون تشکر می کنم و خیلییی تبریک میگم به شما و هیوای عزیز
مامان مریممامان مریم
5 فروردین 97 1:45
👌👌👌👌
سایت روبکا
18 خرداد 98 17:59
عالی بود