هیواهیوا، تا این لحظه: 18 سال و 9 ماه و 20 روز سن داره

هیوای آسمانی من

امروز بعد از سالها برگشتم خونه‌ی قدیمی‌مون. هنوز بوی خوب میاد😌 بوی کودکی

توضیحی درباره فرمهای مشاوره

دوستان خوبم. لازم دانستم چند مورد رو بنویسم و توضیح بدم. هم برای اطلاع دوستان هم برای ممانعت از هرگونه سوء تفاهم . شما فقط خریداران مجموعه من نیستید دوستان خوب من هستید و مادرانی که خود در حال مربی شدن هستند پس باید از همه چیز بطور واضح با خبر باشید.  چندی پیش قرار بود در فرم های ثبت نام مشاوره که در سایت مادران امروز موجود هست ، ما یک آیتم دیگر داشته باشیم تحت عنوان " آموزش مکاتبه ای " .  قرار بر اینب ود که دوستانی که مجموعه play & learn رو تهیه کردن بتونن برنامه هفتگی مخصوص به کودک خودشون رو از من بگیرن. بعد از کمی تفکر در این باره این آیتم رو بهتر دیدم حذف کنم به چند دلیل :  اول دوستان شعار ما این است " هر مادر...
20 آذر 1392

خرید کتاب های انگلیسی ارزان قمیت در سایت مادران امروز

سلام دوستان.   با تلاشی بی وقفه در طی هفته پیش کلیه کتابهایی را که مد نظرم بود و هیمهش دوست داشتم در دسترس همه شما عزیزان قرار داشته باشد خریداری کرده و هم اکنون در سایت مادران امروز برای خرید آماده می باشد. کلیه توضیحات مربوط به هر محصول در صفحه بطور کامل نوشته شده است. قبل از گزاردن لینک به توضیحات زیر توجه نمایید : کتاب چیست و تاثیر آن در آموختن زبان دوم به چه صورت است ؟  در مورد کتاب زیاد صحبت کرده بودم. کتاب یکی از مهمترین عوامل رشد گفتار و تکلم در کودک هست. چه فارسی چه انگلیسی . در واقع کتاب جزو ابزاری هست که بجز زیبایی ظاهری و موضوعی که باید داشته باشه میشه حتی در دوران بارداری از اون برای ایجاد انگیزه و رشد استعدا...
20 آذر 1392

صدای خواندن هیوا

رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود.   دخترم پس از چند جلسه صحبت ، امروز با خواست خود یک شعر را که قبلا کار کرده بودیم برد و در مدرسه برای معلمش خواند. صدای هیوا در رادیو مدرسه ضبط شد و معلمش در ابتدا بیان کرد هیوا در منزل توانایی خواندن را آموخته است. هفته آینده صدای او قابل پخش خواهد بود و لینک را خواهم گذاشت. خوشحالم هیوا به مدرسه عادت کرده و اینقدر سریع خود را به آنچه می گویم وفق میدهد. خوشحالم میتواند آ«چه را در ا« تواناست بروز دهد.  :)
16 آذر 1392

مجموعه جدیدی برای خواندن کودکان

وقتی درباره خواندن کمی در فضای مجازی جستجو کنیم متوجه بسته های زیادی خواهیم شد. بعد از کمی تفحص کلا این سوال پیش می آید که به کودک خواندن پیش از دبستان بیاموزیم یا خیر.  از دید یک مادر ، این کار را را نفی کرده نه کاملا تصدیق میکنم. من برای دختر خودم از 4 سالگی آموزش را با تراشه های الماس شروع کردم. اما نتیجه چیزی که همگان تصور میکنند نیست. شاید بشود نامش را " آشنایی با الفبای فارسی " گذاشت. در همین حد. درباره چگونگی این راه و روش سخن بسیار گفته ایم. قصدم معرفی یک مجموعه بسیار عالی است که چند روز از وقتم را برای اینکه بدانم چه است و چگونه است گذراندم. نخست لینک را ببینید و بد دوباره برگردید . این مجموعه بر پایه علمی ترین تفحصات استا...
14 آذر 1392

یک تجربه جدید از نوع مادرانه

بیشتر و بیشتر روی تصمیم جدیدم مصر شدم. دیگر میخواهم هیوا فقط باز یکند. بس است هرچقدر چیز یاد گرفت. معلمش میگفت اصلا سر کلاس درباره چیزهایی که میداند حرف نمیزند. حتی کلماتی را که میداند نمی خواند. امروز با دخترم صحبت کردیم. کتاب برداشت و برد مدرسه خواند. معلمش امروز میگفت بچه ها شاکی شده بودند چرا هیوا خواندن بلد است. خوب من واقعا نمیدانم چکار کنم؟ بالاخره بخواند یا نخواند . اولین تجربه خواندن هیوا بود :) معلمش میگوید اینقدر مغزش پر شده که فرصت بازی کردن ندارد . همین الان در حال بازی سودوکو هست. هرچقدر میگویم بردار برو بازی کن نمیرود. قبلش کل دانشنامه بدن انسان را برایم گفته. در راه برگشت به خانه درباره مضرات نوشابه و مقدار کلسیم ...
13 آذر 1392

قصه آفرینش فصل ها برای هیوایم

تجربه های مادرانه من تمامی ندارد. چون با گل زیبایم من هر رزو دوباره متولد می شوم. هر روز صبح و هر شب.  وقتی چشمهایش را روی هم میگذارد افکار زیادی در سرم می چرخد. فردا دنبال راه حل هستم برای آن فکرها یا چیزهایی میخوانم و ذهنم را مشغول میکند. هیچ از اینها که نباشد مثل امروز آنقدر غرق این رنگهای زیبای پاییزم این درختهای خوشرنگ چنار این ابرهای لطیف و آبرنیگن با شکوه این نسیم خنک و گاهی سرد این خاکستری و رنگ در رنگ اسمان که ماشین جلویم را نمیبینم و میزنم روی ترمز آنهم چه ترمزی :) بعد مثل دیوانه ها بیرون میایم و میگویم ببخشید آقا اصلا شما را ندیدم سرم در آسمان بود . نگاهم میکند و لبخندی میزند و میگوید مهم نیست. باز جای شکرش باقی است از ان د...
13 آذر 1392

نوشته

چرا بعضی آدمها هر طور میخواهند حرفهای یک نفر را تعبیر میکنند بعد میبرند پشت میز محاکه رای میدهند اجرا هم میکنند بدون اینکه حتی بفهمند و بدانند در مغز نویسنده چه بوده است؟؟؟   من وقتی متنی می نویسم باید ریز ریز و جزء جزء مغزم را بازگو کنم؟؟؟؟؟   یعنی الان آتیش گرفتم در حد اورست . البته نه در اینجا در فیس بوک :)))))))))   واقعا من مسوول برداشت هیچ کسی از نوشته هایم نیستم .
12 آذر 1392