هیواهیوا، تا این لحظه: 18 سال و 9 ماه و 17 روز سن داره

هیوای آسمانی من

امروز بعد از سالها برگشتم خونه‌ی قدیمی‌مون. هنوز بوی خوب میاد😌 بوی کودکی

آشپزی در مهد

دیروز هیوا با شوق گفت..امروز آشپزی کردیم و هیوا خیلی زاید آشپزی دوست داره....اینهم عکسهاش از وبلاگ مهد تهیه کردم و قرار است روز جمعه هم با هم شیرینی درست کنیم...     بچه ها همه به نوبت منتظر میمانند برای هم زدن شیرینی...:)))   و نتیجه...ممنون از مربیان عزیز. ...
6 مرداد 1392

کار در طبیعت

هیوا خانوم ندین کار کرده در هفته ای که گذشت. اول از همه کارگاه شناخت اجسام از طریق حس لامسه بود. یکی از کارگاه های مونتسور یکه در حیاط منزل مادرم برگزار شد. با حضور مادرم و هیوا. یک سطل بزرگ صدفهای زیبا...یک لگن بسیار بزرگ و یک عدد شلنگ اب و یک دختر اماده و پرنسس . هیوا ازم میپرسید اینها چی هستند و ایا میشه بهشون دست بزنه ؟ بله دخترم کاملا ازادی. :)) عزززززززززززززززززیزم با اون تاج خوشگلت. با پا رفت توی لگن و کاملا لمس فرمودند... و باز هم.... کارگاه بعدی اشپزی بود. خیلی راحت. ما چند میهمان داشتیم و هیوا برای دوستش سالاد درست کرد... . کار گاه بیرون از منزل...دیدار در طبیعت. همین دیدارهای ساده ما بهترین کشف و ش...
6 مرداد 1392

تقویت مهارت شنیداری در کودکان برای اموزش زبان دوم

سلام به همه دوستان عزیزم. از وقتی تاپیک زبان حذف شد پستهای مربوط به زبان رو با اجازه هیوای عزیزم اینجا میذارم.:)) امروز چندین کامنت داشتم درباره توانایی بچه ها برای جمله بندی و جمله سازی و چگونگی تقویت این کار. بهتر دیدم دربارش بنویسم تا همه عزیزان بتونن بخونن و امیدوارم بتونن استفاده کنن. اول اینکه مهترین بخش اموزش زبان همونطور که همیشه گفتیم توانایی شنیدن بالا و تقویت هوش شنیداری در بچه هاست. این امر درست مثل پی ریزی و اسکلت فلزی بنای یک ساختما محکم ، الزامی و اجباریست. مرحله ای هست که اگر بدرستی انجام بهش تا اخر عمر برای بچه ها و بزرگسالان میتونه توانایی بالای درک تماو زبانهای خارجی و قدرت یادگیری و تسلط به چندین زبان رو در بر داشته باشه....
6 مرداد 1392

خواندن و بازی

  سلام   دو مطلب جدید در ذهنم است که باید درباره آن بنویسم. یکی درباره " کنترل کودکان " .   و دیگری درباره " بازی و یادگیری " و " خواندن " .   ترجیح میدهم از دومی شروع کنم :) از موضوع دوم که در حال و هوای تابستان و سرگرمی کودکان موثر است و بیشتر بچه ها و مادرها با آن درگیرند .  از خودم شروع میکنم. وقتی هیوا بیدار میشود روزهای زوج شنا دارد. که بسیار با آن درگیرم. بهانه میگیرد و دوست ندارد به شنا برود این خانم پر حرف.  باهم نشتسم و نوشتیم مشکلات در این باب را مطالب مهم را باهم چک کردیم و قرار شد بدون بهانه به شنا برود. اما از وقتی در خانه می آید بی حوصلگی و نداشتن سرگر...
6 مرداد 1392

کیف قصه

رولد دال اگر می خواهید زندگی را از نگاه یک کودک ببینید، چهاردست و پا روی زمین زانو بزنید و به بزرگسالانی که بالای سرتان خیمه زده و به شما امر و نهی می کنند، نگاه کنید "کیف قصه"، همه را به شوق آورده است! دوشنبه ... 1390.08.23   کشور:   انگلیس  کیف قصه، راهی است که شوق به خواندن و سهیم شدن داستان ها را در خانواده ها برمی انگیزد.  کیف قصه، یک کیف بزرگ پارچه ای است که یک کتاب داستان کودکان، اسباب بازی های نرم از شخصیت های داستان کتاب، همراه با ابزارها و راهنمایی هایی برای آسان و لذت بخش کردن کتابخوانی با کودکان در آن قرار گرفته است.  محتوای کیف طوری طراحی و...
6 مرداد 1392

قصه گویی برای کودکان

سلام . در مادر کافی بحث خوبی داریم درباره " قصه گویی برای کودکان " . فکر کردم مطالب رو اینجا هم بنویسم برای استفاده دوستان. قبل از عید نوروز داشتم اتفاقی نت رو بررسی مرکدم برای یک سری منابع کارشناسی ارشد. چشمم خورد به یک رشته جدید که اتفاقا قبلا باهاش آشنا شده بودم اما نه در ایران. و جالب تر اینکه در دانشگاه شیراز این رشته رو دیدم. در بخش بین الملل. رشته " ادبیات کودک و نوجوان " . اینقدر خوشحال شدم که کلی داد و فریاد کردم. خوب دیگه همه میدونن من عاشق ادبیاتم و تو این زمینه زیاد کار کردم اما از وقتی مادر شدم مثل همه شما یجورایی با این مساله درگیر شدم. بخاطر حساسیت و علاقه شدید به ادبیات متون زیادی درباره ادبیات کودک و شعر و انواع داستان...
31 تير 1392

عکسهایی از دردانه ام.

سلاااااااااااااااااااام.    دیشب خاله خوب هیوا برایمان کلی عکس آورد که واقعا حیرت زده شدم. دلم نیومد یدونه از عکسهای خوشگلش اینجا نباشه.   از خواهر خوبم بخاطر لطفش ممنونم. و از هیوا بخاطر این تصاویر زیبا     و یدونه دیگه...بقیه رو به مرور میذارم .   عکسها بسیار خوبند. مادرررررررررررررررررررررررررررررررررر فدای تو      خوب باشید. ...
29 تير 1392

روزهای تابستانی

بعضی روزها اینقدر کار دارم و گرفتارم که یادم میره خودم هم وجود دارم.   این روزها یا در حال جابجای و انتقال امور مالی هستم یا در حال تحقیق و تفحص و نوشتن کتابم. کم برای هیوا وقت میذارم و ناراحتم.   در عین حال فکر کردم هیوا باید کمی خودش رو آزاد ببینه. خوب هیوا خیلی مستقل شده. بعضی روزها اینقدر حرف مینزه که سرم دنگ دنگ میکنه :)))   زیاد موسیقی گوش میکنه. خودش انتخاب میکنه. موسیقی کلاسیک گوش میکنه. موسیقی فارسی . و انگلیسی.    آهنگهایی رو که من هنوز نمیدونم اینقدر تکرار میکنه تا یاد میگیره و وقتی میریم پارک در راه برام میخونه . خودش کاردستی درست میکنه. مثلا دیروز یک برنامه داشتم برای مرور کلمات. ...
28 تير 1392

شعر تازه

 شعری تازه از من :   رها میشدم از اشکهای چشمانت به سوی مرمر سردی که گونه های تو است. در آستانه قطب شمال دستانم ، دمیده بستر گرمی که  بوسه های تو است.   تو خاک گرم زمینی که قطعه قطعه ز توست ، حضور سبز گیاهان  و  شوق پروانه . تو بی کران وسیعی ز بوی آبی ابر ، که پا گرفته به اوجت ، نسیم ، مستانه .   صبای خفته چشمت سوار قایق نور ، که سخت میشکند تیرگی و سرما را . نقاب چهره برانداز و باز روشن شو ، بخوان بخوان تو دوباره سرود فردا را .   شریعتی است اسیر سراب تو ماندن . که قبله را چو بخواهی ، اسیر گردابی . غریق ساحل سردی و عاشق گرداب . چو ماهی تشنه دریای  آبیِ  آ...
25 تير 1392