روزهایی کسل آور
روزهایی در زندگی آدم هست که احساس می کند هیچ کاری انجام نداده. روزهای عمرش با شتاب می گذرد و مانند درختی ایستاده و فقط به گذر ابرها می نگرد. از رفتار آدمیان آزرده و خسته می شود. از اینهمه بی عدالتی و بی حرمتی. از رفتار های تبعیض آلود مردها. وقت رانندگی وقت راه رفتن وقت صحبت کردن همیشه یک جای کار می لنگد. گاهی ترجیح می دهم روزها ماشین را بخوابانم در پارکینگ و با خیال آسوده از وسایل نقلیه ی عمومی استفاده کنم. در آن صورت هم هزار اتفاق رنگارنگ دیگر در انتظار ماست. نگاه های مریض ، رفتارهای نامطلوب ، و جالب است اگر روزی فکر می کردم در جای دیگر این کره ی خاکی رفتارها طور دیگری است ، امروز فکر میکنم هر جا روی آسمان همین رنگ است. ...







