هیواهیوا، تا این لحظه: 18 سال و 9 ماه و 11 روز سن داره

هیوای آسمانی من

امروز بعد از سالها برگشتم خونه‌ی قدیمی‌مون. هنوز بوی خوب میاد😌 بوی کودکی

تعطیلات

دختر خوب من...حدود 5 روز از تعطیلات عید میگذره. روز عید باهم کنار سفره نشستیم و برات توضیح دادیم چی به چی هست. البته زمان سال تحویل ما خواب بودیم . :) متاسفانه از روز قبل از عید سردرد و گردن درد وحشتناکی گرفتم اونقدر شدید که دو بار بیمارستان رفتم و متاسفانه اصلا نتوستم ببرمت برای گردش بیرون. امروز یکم بهترم اونهم با مسکن و کلی قرص. خب خاله ها از تهران اومدن و عمه هات...امشب خونه عمه ها موندی عزیزم و دلم برات خیلی تنگ شده با همه خوب بازی کردی. دیروز کلی نقاشی و رنگ انگشتی بازی کردیم و آبرنگ و فردا میخوایم بریم پارک و کاردستی درست کنیم و یک تلویزیون با جعبه. دیورز با هم زیاد کتاب خوندیم و انگلیسی کار کردیم ...واقعا امیدوارم زودتر بهتر بشم تا ب...
5 فروردين 1391

نوروز 1391

  دختر زیبایم....بهار بر تو سبزترین نهال کوچکم...درخشان ترین آفتاب آسمان زندگیم....شیرینترین خاطره جوانیم....پر شورترین لحظاتم.....عزیزترین موجودیتم...تنها عشق زمینیم مبارک باشد. شاید این تصیور برایت الان ب یمعنا باشد..گرچه میدانم که نیست..اما روزی خواهی دانست تاریخی از جندین هزار تمدن و زیبایی در نامت نهفته است . این تصویر تقدیم به تو و همه دوستانم هزاران هزار دوستان من و تو که یک سال خواننده وبلاگ تو و نوشته های من بودند . برای همه دوستانمان عزیزانشان آرزوی سالی خوش همراه با شادی روزافزون..دور از غم و نگرانی..سلامتی و شور و شادمانی داریم. هیوای عزیزم تمامی سعی من این است که نوروز خوبی داشته باشی. امروز تمیز کردن خانه تمام شد..وح...
28 اسفند 1390