هیواهیوا، تا این لحظه: 18 سال و 9 ماه و 12 روز سن داره

هیوای آسمانی من

امروز بعد از سالها برگشتم خونه‌ی قدیمی‌مون. هنوز بوی خوب میاد😌 بوی کودکی

مونتسوری

سلام. از امروز ساعتهایی رو به نوشتن درباره مونتسوری اختصاص میدم. روش آموزشی بسیار خلاق و قدیمی که به تازگی در ایران وارد شده و متاسفانه بسیار فراگیر و غیر اصولی هم آموزش داده میهش. برای شخص من افتخار بزرگی بود که در مهد جوانه ها و زیر نظر بهترنی مدرس سرکار خانم جواهری و با محبتهای سرکار خانم شفیعی عزیز بتونم آموزش ببینم. البته آموزش بدون امتحان و کار عملی. چون واقعا وقتشو ندارم. همینقدر که باشم و ببینم و از نزدیک بتونم این روش خوب رو در اختیار داشته باشم واقعا فرصت بسیار گهرباری بود. نخست درباره مونتسوری مقالاتی رو میذارم اینجا سایتها و کلا درباره خانم ماریا مونتسوری.  به نام حق.... ماریا مونتسوری   Maria Montessori &...
10 مرداد 1391

تابستان

بعد از مدتها دوباره میتونم براحتی بیام و بنویسم. الان هیوای من در اتاق جدیدش خوابیده....داره قصه گوش میکنه..حرف میزنه تا خوابش ببره. به اتاق زیباش عادت کرده. پدرش هم از سفر اومده. برناممون کمی تغییر کرده. یروز در میون میریم پارک. دو روز پیش دفتر بزرگ نقاشی و تخته شاسی بزرگی بردیم و هیوا از منظره نقاشی کرد. کالسکشو هم برد خاله بازی کردیم...دیروز هم در حیاط بازی حرکتی کردیم..عمو زنجیر باف ..وسطی...گرگم به هوا. میخوام  از روی یک کتاب بازیهای حرکتی جدید انجام بدم که حتما همه رو میذارم اینجا. امروز قراره نقاشی با قطره چکان رو کار کنیم. و تلفیق با چاپ ترافارد. ممکنه کلاس سفالگری رو هم اضافه کنم به برنامه هیوا. دارم یک سری ویدیو جدید وانلود می...
7 مرداد 1391

عزیزم

دختر زیبای من.... این روزها بسیار یه تو سخت گدشت. لخطه ها و روزهایی که واقعا فکر نمیکردم تمام شود. من واقعا اعتقاد دارم مهترین وظیقه من کنار تو بودن به تو رسیدن و همراهی و لذت بردن از وکود نارنین توست. در این هفته هت هرچه کردم و تمام روزهای کاریم در مهد فقط به یاد تو بودم و اینکه تو به این وضعیت عادت خواهی کرد یا نه. متاسفانه پدرت هم در سفری طولانی مدت است و جابجایی به منزل جدید هم بسیار روی اخلاق تو تاثیر منفی گذاشت. تا حدی که بعد از خانه آمدنم فقط و فقط کنار من بودی و در آغوش من . و مدام خواسته و گلایه که سر کار نرو مامان. خب من زیاد فکر کردم . ساعات ماری مهد از آنچه تصور میکردم زیادتر بود کار با بچه ها سخت و آموزش مونتسوری نیاز به فکری ...
28 تير 1391

گرفتاری

خیلی وقت از آخرین مطلبم میگذره. دوران بسیار سختی داشتم. از نظر پر کاری البته. دخترکم زیاد کنارم نبوده و بیشتر اوقات در راه آپارتمان جدید و دکوراسیون و تعویض مصالح بودم. از اونجایی که بیشتر مسوولیتها با خودم هست همسرم بیشتر هیوا خانوم رو نگهداری کرده و من حسابی مرد شدم. علاوه بر اینها دوران کار آموزی رو در مهد پشت سر گذاشتم. و دوره دوم مونتسوری رو هفته پیش 3 روز متوالی از صبح تا عصر کلاس داشتیم و هیوای عزیزم تنها بود و این تنهایی زیاد اذیتش کرد. هیوا عادت به مادر کارمند نداره. خیلی باهاش صحبت کردم تا متوجه شد مامان داره میره سر کار و راضی شد من میتونم مربی بچه های دیگه هم باشم. :)) فکر میکرد من باید فقط و فقط مال خودش باشم. و مورد بعدی که برا...
12 تير 1391

استفاده از کامپیوتر

 مساله استفاده از كامپيوتر مخالف موافق و افراد معتدل داره. دسته اي كه اصلا با استفاده از ابزارهاي رايانه اي موافق نيستند. دسته اي كه بي وقفه و بي نظارت استفاده رو درست ميدونن. دسته اي كه اعتدال دارن و طبق اصول و برنامه ازش استفاده ميكنن. هر دسته مسلما معايب و محسنات زيادي داره.اول اينكه اصل كودك داري ميباد در اينجا هم رعايت بشه. يعني صبوري ، اقتدار ، قانونمندي يا همون ديسيپلين ، نظارت نا محسوس و آگاهي و تحمل. اينها اصولي هستند كه در هر مورد بايد رعايت شه. و همه جا. در منزل سفر مهماني. و ميبايست از اول هم اجرا بشه. كودكي كه طبق اصول و قوانين و حد و مرز بهمراه مهرباني صميميت رفاقت و عشق تربيت و بزرگ بشن در تمام موارد تحت كنترل هستند و حر...
27 خرداد 1391

عزیز دل مادر

عزیزم...بهترینم. این هفته بعنوان مربی مونتسوری در مهدت مشغول به دوره کارآموزی شدم. امیدوارم بتونم موفق بشم. میدونی که اونجا و اون محیط رو خیلی دوست دارم. مطمئنم برای تو وقت خواهم داشت و همون برنامه های همیشگی رو انجام خواهیم داد. این هفته نقاشی با قطره چکان و اسپری رو کار میکنیم. دیشب از روی الگوهای هندسی ساخت اشکال رو کار کردیم. و زبان رو البته که خیلی زیاد داری پیشرفت میکنی و جمله میسازی خودت. سفالگری هم از هفته آینده میری کلاس پیش دوست پدرت. امروز قراره بریم پارک بزرگ بوقل خودت و بلال بخوریم. کلی ذوق کردی و خوشحالی :)))عزیزم داریم اسباب کشی میکنیم و تو بجای اینکه تو دست و پای من باشی همراهم هستی. اره دخترم با من میشینی میپیچی یادم میاری و...
22 خرداد 1391

جشن پایانی

عزیزم...یک سال گذشت..مثل باد و اب گذشت...و تو یک سال رفتی مهد و 11 خرداد روز ارزشیابی و جشن داخل حیاط بود. زیاد عکس نگرفتم چون بسیار گرم بود. امیدوارم از یک سال وقت و روزهایی که در جوانه ها بسر کردی راضی باشی و بزودی سالی دیگر و روزهایی بهتر داشته باشی.  هیوای من و مربی خوبش هیوا در حال گذراندن پیک نیک ...
17 خرداد 1391

نقاشی زیر رنگی

ما زیاد این نقاشی رو انجام میدیم. این نقاشی و نوع کار به بچه ها برای ایجاد خلاقیت چند برابر در انجام کار و فکر کمک میکنه. اول هیوا با چند رنگ مداد شمعی یا پاستل توارهایی با رنگهای مختلف روی کاغذ کشید... بعد کل صفحه رو با پاستل مشکی میپوشونیم..حتی روی تمام رنگهارو. خب طبیعتا دستهای کوچک هیوا خسته شدن و من بهش کمک کردم...:)))).. بعد با شی ء نوک  تیز مثل نوک یک خودکار روی اون صفحه مشکی شده رو نقاشی میکنند. تمام نقاشیها مزیو به رتگهای زیرین خواهد بود..البته هیوای ما ترجیح داد اون شی ء نوک نیز ناخونش باشه:)))))))) خلاقیته دیگه... خوب باشید. ...
17 خرداد 1391

چاپ مداد شمعی

عزیزم...این کار هنری رو چندین هفته پیش انجام دادیم. به خاطر گرفتاری امروز میذارم برای تو وهمه دوستانمون. نخست کودک ما باید کار با رنده...مداد شمعی...بریدن..چسباندن را اموخته باشد. و دارای ماهیچ ههای قوی دست..مچ دست و انگشتان برای رنده کردن و سشوار کشیدن باشد. لوازم مورد نیاز ما : مداد شمعی یا پاستل کوچک شده.  کاغذ ضخیم یا مقوا رنده فلزی سشوار نخست هیوای عزیزم پاستل قدیمی و کوچک شده خود را رنده کرد روی کاغذ. بعد نتیجه کار بدین صورت در امد. خرده های مداد شمعی یا پاستل روغنی باید تحت حرارت قرار بگیرند..سشوار را دست هیوا دادم روشن کردم و به او گفتم در چه فاصله ای از کاغذ البته پشت کاغذ را حرارت دهد. و نتیجه کار...
17 خرداد 1391